چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 11:10
 

 

 

به زودی لوتیکده دوباره شادی بخش دل هایتان

 خواهد شد

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

نامه ات را با خط ... جمعه چهارم تیر 1389 22:44

نامه ات را با خط نستعلیق یا شکسته یا ثلث ننویس ! به خط عشق بنویس ، به زبا ن فارسی یا هر

زبان دیگری هم نه!به زبان سکوت.

 روی کاغذ هم ننویس ،هر کاغذی که تو مصرف می کنی درختی را قطع می کند و خداوند

 درختان را دوست می دارد ،نمی بینی چقدر سبز و با شکوهند آواز می خوانند و می رقصند

 ،پس روی دلت بنویس . نیازی هم نیست برای پست کردنش جائی بری یا تمبری بچسبانی فقط

 تماشا کن از پشت پنجره اطاقت رقص پرنده ها را ، آواز درختان را اقتدار آبی آسمان را ،

 درخشش ستاره ها و ما ه را و آن وقت نامه ات پست میشود و بلافاصله و بی هیچ وقفه ای

 جوابش از راه میرسد.آن قدر بزرگ که در دلت جای نمی گیرد و از چشمانت بر روی گونه

 هایت می لغزد .اما آن هنگام هرگز فراموش نکن که اشک چشمت از آن تو باشد و چشم دیگر نه

 ازآن من که برای همه .منتظر می مانم تا ببینم چه جوابی گرفته ای.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

دوست دارم به زبانهای مختلف جمعه چهارم تیر 1389 22:42

 

به زبان ایتالیایی : Ti Amo

 

به زبان یونانی : S''ayapo philo Su

 

به زبان روسی : Ya vas liubli

 

به زبان پرتقالی : Amo - te

 

به زبان فارسی : Dooset Daramولی انصافا هیچکدوم به زبون خودمون نمیشه

 

به زبان آلمانی : Ich liebe dich

 

به زبان اسپانیایی : Te quiero

 

به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig

 

به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho

 

به زبان فرانسه : Je t''aime

 

به زبان ارمنی : Jiroum em kez

 

به زبان انگلیسی : I Love You

 

به زبان ترکی : Seni seviyo rum

 

به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig

 

به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata

 

به زبان سوئیسی : Cha''ha di ga''''rn

 

به زبان برزیلی : Eu te arno

 

به زبان هلندی : Ik hou van jou
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

شعر جمعه چهارم تیر 1389 22:37

 

گاهی مثل باران

گاهی مثل باران
 باید بارید
گاهی نرم و گاهی تند
و گاهی
خیس باید کرد
گلبرگ های زیبای برون را
وگاهی باید شکست
شاخه های زاید خشکیده را
تا سبز شوند جوانه ها
و بخوانند
ترانه عاشقی را
زیر قطرات نم نم بارون
و گاهی مثل باران
باید بخشید ترانه زندگی را
تا عاشقی کنند
پروانه ها
 .....

 

پاییز را دوست دارم.......

پاییز را دوست دارم...

بخاطر غریب و بی صدا آمدنش

بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش

بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش

 بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی

بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

 بخاطر شب های سرد و طولانی اش

بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام

بخاطر پیاده روی های شبانه ام

           بخاطر بغض های سنگین انتظار

بخاطر اشک های بی صدایم

بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام

بخاطر معصومیت کودکی ام

بخاطر نشاط نوجوانی ام

بخاطر تنهایی جوانی ام

بخاطر اولین نفس هایم

بخاطر اولین گریه هایم

بخاطر اولین خنده هایم

بخاطر دوباره متولد شدن

بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر

بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه

بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه

بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش

پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز

و من عاشقانه پاییز را دوست دارم.........

 

هرگز فراموش نمی کنم سخنانی را که از چشمان تو شنیدم

می گویند چشمها هرگز دروغ نمی گویند

اما من شیرین ترین دروغ ها را از چشمان تو شنیدم

آن هنگام که می گفتند:دوستت دارم...............

 

دوستم بدار

اگر خیال داری دوستم بداری ،همینک دوستم بدار

     اکنون که زنده ام...

 صبر نکن تا بمیرم...

بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید

 ومجبور می شوی

                          حرف های نا گفته قلب ساده ات را

 در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی

 پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد

اگر دوستم داری

                          بگذار زنده بمانم 

 

کاش می شد من در این فصل خزان

                                                 گل سرخی می دیدم

تو بیا ای آنکه وسعت چشمانت همانند گل سرخ زیباست

    بیا تا اندوه فراق از گل سرخ را فراموش کنم

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

ماندانا پنجشنبه بیستم خرداد 1389 17:45

چه ساده

چه ساده بودم وقتی چشمانم تو را انتخاب کرد...

چه ساده بودم وقتی دلم گفت:او...

چه ساده بودم وقتی نگاه تو مرا جذب کرد ...

چه ساده وقتی فکر میکردم فقط مرا داری...

چه ساده بودم وقتی گفتی میروم ...

ولی من باور نکردم ...

چه ساده بودم وقتی همه حرفهایت را شوخی کودکانه ای بیش حساب نکردم...

چه ساده بودم وقتی که همه اشتباهاتت را به پای خودم نوشتم ...

هنوز هم ساده ام که فکر میکنم بر میگردی ...

 

  همیشه عاشق ماندن دلیل بر عاشق شدن نیست

خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشق هستند

 

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش

ولی اهسته می گویم الهی بی اثر باشد

 

 

عشق

عشق: سرطان دوست داشتن است.

عشق: عقد دائمی ما با غربت است.

عشق : شماره تلفنی است که سالها به دنبال آن می‌گردیم.

عشق: آمپول ب کمپلکس معرفت است.

عشق: اتوبانی است که تا ته ابدیت می‌رود.

عشق: آسانسور حیات بشر است. وای بحال کسی که توی این آسانسور گیر کند.

عشق: قند متافیزیکی است که در دل آدم آب می‌شود.

عشق: شب نامزدی ما با جدایی است.

عشق: نردبانی است که ما را از خود بالا می‌کشد.

عشق: همان فعل و انفعالی است که در برابر گل سرخ به ما دست می‌دهد.

عشق: عزرائیل زیبایی است که رسید جسم ما را می­گیرد و قبض روح را امضا می‌کند...

 

  در زندگی سه چیز آموختم

 

از عشق

رسوایی................................

از دوست

بی وفایی.................

از شب

تنهایی.......

 

انسان از زماني كه به دنيا مي آيد وجودش را عشق فرا مي گيرد .

اولين عشق مادر، مهربانترين و بهترين عشق .

دومين عشق پروردگار مهربان ، پاك ترين و بزرگترين عشق .

 سومين عشق پدر است ، دوست داشتني ترين و مطيع ترين عشق . 

چهارمين عشق علم است ، ستوده ترين و پر مسئله ترين عشق . 

پنجمين عشق مدرسه است ، مورد قبول ترين و عاقلانه ترين عشق .  

ششمين عشق معلم است ، مفيد ترين و موثر ترين عشق .

هفتمين عشق دوست خوب ، احساساتي ترين و مهم ترين عشق .

هشتمين عشق ، عشق به يك فرد مذكر يا مونث ، عارفانه ترين و رمانتيك ترين عشق .

نهمين عشق ، عشق به فرزند است ، پايدار ترين و استوار ترين عشق .

دهمين عشق مرگ است ، غمناك ترين و دشوار ترين عشق است .

تمام اين عشق ها عشقي بزرگ را در بر مي گيرند به نام زندگي كه سخت ترين اما شيرين ترين عشق هاست

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اشعاری دیگر از ژیلا پنجشنبه بیستم خرداد 1389 17:44

///برو از یاد من///

قصّه هایم همه سبز

دست هایم که بنفش

رنگ شب گاهی سپید

روزها رنگ شفق

صبح هایم دلِ خون

در نمازم تو چه غمگین بودی

باز این پیچک تنهایی مرا می پیچد

آخ این خواب عجیب

رنگ آبی دارد

دانه تسبیحم ،عددی می سازد

عدد یک با یک

تو بگو این رویا ؟به کجا سر دارد

برو از خواب من ، برو از یاد من

یکِ تنهای من!

عدد راز من !

------------------------
///کودکم///

دست ها خالی ز نان ، قلبها خالی ز مهر

چشم ها دور از حیا ،کاسه ها مانده به گِل

پای ما خسته ،توانی نیست مارا

مانده ایم بر جا و در جا می زنیم

نعره ها گوش فلک را برده است

ضجّه ها نای ونفس را خورده است

....................

کودکم غمگین و می پرسد مرا

نان من کو ، آب میخواهم

که من هم تشنه ام

سینه ام خشکیده ،دردم در گلوست

صورتم تابیده، چشمم بی فروغ

کودکم نان خواهد ودستم تهی است

مهر من کین گشته از رنج زمان

خانه ام خاموش ،قلبم سوت وکور

کودکم خسته ،من هم خسته تر

دست وپایم بسته ،من هم در قفس

رنگ من تابیده ،مویم هم سپید

دست لرزانم تهی

کودکم نان خواهد و دستم تهی است

کودکم .....................

------------------------

///به کدامین؟! ///

من در اندیشه فردای دگر خواهم بود

تا که هر بیدل عاشق به رهش باز رسانم

که در آن غربت وهجر ،لغتی بی معنی است

تا تو آنگاه به کنارم آیی

وبگویی چه زیباست وصال

ومن از عشق برایت چه سخن ها دارم

گرمی دست دلم هدیه ی تو خواهم کرد

وتو از من بپرسی به کدامین گُنهت توبه شکستم

به کدامین لغتی نامه نوشتم

به کدامین خم ابروی تو من باده شکستم

که شدم چلّه نشین دل غمّاز و رخ مهرویت

تا که ترکم بکنی یا به هجرم سپری ؟

یا به خاکم فکنی ؟

شمع خاموش مزارم بنهی

گل زردی وخُماری به یادم بنهی

همره باد فنا

در فراموشکده جا بنهی

آخ!! گر من بخطایی سوختم

تو به حیلت به گناه آلودی

تو به اشک من دربند طهارت کردی

تو به سوداگری با عشق حماقت کردی

تو به خود با خود وبی خود که خیانت کردی

من در اندیشه فردای دگر خواهم بود

ودگر بار در اندیشه فردای نویی

خواهم بود

------------------------

///سراب///

وچه سخت است در این دام اگر ها ماندن !

که سئوال است و سراب ؟..

نه جوابی ، نه امیدی

همه وهم است وخیال !

وخدایی که مرا می نگرد

ومن از آینه ی عبرت خویش

به هیاهوی خود گمشده در دام سراب

شعر تنهایی دهشت زده ام می خوانم

وبه آن رفته وغارتگر دل

حرف نا گفته ام این است:

چرا ؟!

-----------------------
/// نان من ///

گریه ها خونی و دلها رنگی

روزگاران همه از اشک دلان هم لبریز

دستها هم بخدا سنگی و هم بی معنی

خنده هم برلب آن کودک تنها خشکید

مادری در طلب نان شبش می نالید

دختر کولیِّ هرز آمد و رفت

هیچ کس نام نپرسید ؟!٬مگر نامش چیست؟!

پدر از شرم، خدا پیرهن از تن بدرید

ماه غمگین شد و با ابر گریست

آفتاب هم خجل از کودک ولگرد خیابان لرزید

دور گرد ،در طلب لقمه جان، نان دزدید

غصّه از شرم خجل گشت و خمید
---- ---- ----
نان من زهرِ من و تلخ من است

آتشی بر دل و بر جان من است

-----------------------
///کاش ///

کاش می شد اشک را با اشک شست

کاش می شد حُرمت محراب را

در طلوع صبحگاهان با دو چشم تر بشست

کاش لبخند یتیم مانده در کوچه برای تکّه نانی را خرید

کاش من دیوانه ایی بودم که از دیوانگی، دیوانگان را می ستود

کاش هم چون عندلیب باغ بودم

تا به آوازم بخوانم قصّه ی نامردمی را

قصّه ی آن نو بهار خفته در پائیز دلها

کاش من ، هرگز نبودم (من)

که از من ها بلا خیزد و تن ها در جفا سوزد و دل ها آتش افروزد

واین/ من ها/ خدا داند که من ها را بسوزاند

و با اشکِ منی چون تو و آن دیگر چراغ خانه افروزد

و خود در وسعت نفسش بسوزد!!

بسسسسسسسوزد!

-----------------------
///من آمدم///

من آمدم ؛ مشتاق نیم نگاهی

هر چند گذرا

در خستگی های خود و خود شکستنها

برای نو شدن با تو و گذشتن از انتظار

که روزم را روزی

شاید با تو و با خیال تو

و رویایی تازه

در پریشانی گیسوان تو

درسیاهی چشمان تو

آغازی تازه آزمون کنم؛ شاید !!!!

و با شاید ها چه دلخوشم

می گذرد در شب آیینه رود
خفته هزاران گل در سینه رود
گلبـن لبخند فردایی موج
سر زده از اشک سیمینه رود


فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش   اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

فردا رود افشان ابریشم در دریا می خوابد
خورشید از باغ خاور می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوند


فردا رود طغیان شورافکن در دریا می خـوابد
خورشید از شرق سوزان می روید بر دریا می تابد

موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

چند تا شعر از ژیلای عزیز جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 11:33

 

دل تنگ توام، این را به که باید گفت؟

به کدامین لغتی باید گفت؟ 

 به کدامین خطِ زیبا نگاشت؟

چه کلامی گویم ؟عددش می خواهی ؟

تو بخوان از ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تو بخوان عشق تمام . 

  

زن همسایه

همه از  مرگ اقاقی گفتند

همه در سوک گل مریم عشق

 در سکوت ثانیه ها را خواندند 

شاهپرک خنده زد و گوشه ی ایوان خدا خوابش برد

زن همسایه ی دیروزی ما، با  گل قاصدک خشک نگاهش خندید

انتظار لب پر خنده ی مردی  شاید !

انتظار یه بغل نان و کمی عشق کنار بشقاب

مرد شبگرد خیابان خدا  هم نالید

  سگ ولگرد زرنگ  ، تکّه نانش قاپید

زن کنار کوچه ، لقمه ها را می چید 

بوق یک صاعقه ی شیک گناه! 

  هی....... خانم ؛

 هم نمک داریم و هم نان و کمی  شاید عشق

مرحمت  کن مارا  ، که هوا بس سرد است

خانه ام  هم  بالاست

جیب هامان بخدا پر شده  از حقّ النّاس  

پدرم یک آقاست ، خود من هم زاده  

یک دمی با ما باش

اعتبارم ریشم ، اعتمادم تسبیح

نان و عشقت با ما

پس بفرما ، که هوا بس سرد است

زن همسایه ی دیروزی ما .......

ای خدایا !چه  هوا  نامرد است!  


----------------------

/// سوگند///

خداوندا ..........

به تسبیح تو سوگند

به حمد و قبله ات سوگند سوگند

من از کویت نران من دردمندم

گُنه کردم

ببخش !! آخر به بندم

رها کن این اسارت و این جدایی

دگر آخر به کی

این بی خدایی ،بی پناهی

من از درگاه تو خواهان وصلم

تو لبیکم بگو

تا جان و هم جانان ببخشم

اگر ژیلا !

خدایش، این اِلاهش راشناسد

خدا هم بنده اش

این رانده اش را می نوازد

------------------------

نکند خواب برد خوابِ مرا

نکند راز خودش فاش کند رازِ مرا

نکند اشک بشوید همه ی اشکِ مرا

نکند عشق خودش خام کند عشقِ مرا

------------------------

باز من مَستم و از مستیِّ تو خواهم مُرد

باز من مُرده ام و مُرده ی تو خواهم مُرد

باز این ساغر ما خالی و پُر می گردد

باز قاموس کلامم ز تو دُر می گردد

------------------------

گل به خوشبویی و زیبایی تو دارد راز

ماه وز نور و جلال تو کند این همه ناز

-----------------------

بهر نمازش که وضو می کنم

هر طرفی قبله زِ او می کنم

تسبیح وسجاده ام او می شود

حمد وثنای تن تب کرده ام او می شود

------------------------

از خودت تو به خدایت می رسی

و ز خود غافل به شیطان می رسی

------------------------
///لیلی///

لیلی بدر آمد

باز کن پنجره ها را

باز کن این خم ابرو ،خم غم های جهان را

باز کن این رخ زیبای بهاری

تا خدا سبز کند

رویش گل های صفا را

بازکن گرمی آغوش نگاهت

تا که خورشید کند

باز رخش را

باز کن دست دلت ،

دست کرم را

تا که آباد کنی

خاک خدا را

------------------------

کاش روزی که خدایم

گِلِ این مانده به گِل را می ساخت

کوزه گر ،کوزه ی عمر مرا

خانه تو می انداخت

------------------------

نرگس باغ ز مستیِّ رخِ تو به دعاآمده بود

آهوی چشم تو از دشت خدا آمده بود

هدیه ات داد، گل سرخ لب لعل عقیق

نفس چون گل تو از اِرم و باغ خدا آمده بود

------------------------

///من یه سطرم///

نه مریدم نه مرادم

نه گناه شب هرز و شب تارم

نه شرابم، نه شر و شور جوانی

من نه بازیچه آن بلهوسانم

من یه سطرم

سطری از متن زمینم

که به جوهر شدم آلوده دنیا

به خرابات شدم شهره و در میکده مستانه وتنها

من نچیدم ز هوس سیب، از باغ تمنّا

من نیالوده ام این عرصه و این دامن صد چین شبانگاه

من عروسم که به داماد طبیعت شده مدیون

من خطایم!

که به خطِّ لبِ آن عشوه هر جایی بی نام شدم واله وشیدا

من گناهم؟ !

گُنهی از سر تقصیر دگرها!!

------------------------
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اگه المپیک تو ایران برگزار میشد ….. جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 11:31

تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشين گزارش شده است. نيروي انتظامي اعلام كرد از روز اول شروع المپيك تا حالا حدود 45 هزار بدحجاب و بيحجاب راپس از اينكه به تذكرات توجه نكردند بازداشت كرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.

طبق اخرين اخبار به علت بسته نبودن جاده مسير دوچرخه سواري كه از تهران تا جمكران بود

در پي حضور بوش در مراسم افتتاحيه! ورزشكاران كمپ ايراني

براي اعلام انزجار خود كفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حين عبور شعار مرگ بر امريكا سر دادند.
در همين راستا مردم ايران نيز تظاهراتي در گوشه كنار كشور برگزار كردند.

به علت نبودن توالتهاي عمومي در سطح شهر تهران تا الان 2350 تركيدگي مثانه و كليه گزارش شده كه پزشكان مشغول مداواي انان هستند.

در پي حضور تيم اسرائيل در ايران ، ايران المپيك را تحريم كرد و از شركت در ان خودداري ميكند

در مسابقات شناي زنان از حضور مردان جلوگيري شد و براي اينكه در موقع پخش مسابقه شئونات رعايت شود در اب گرد زغال ريختند تا اب سياه شده و زنان ديده نشوند !  در پي اين تصميم قرار شد كه برنده مسابقه به قيد قرعه كشي انتخاب شود

به علت سهميه بندي بنزين مسابقات اتوموبيل سواري و موتور سواري برگزار نشد

در مسابقه دو ميداني در 100 متر به علت چاله چوله بودن مسير از 10 نفر شركت كننده يك نفر توانست خود را به 5 متري خط پايان برساند !

مسابقات كشتي با گرمكن ورزشي برگزار ميشود

در مسابقات اسب سواري ، شركت كنده ايران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شركت كرد  كه در پي اين اقدام كميته المپيك اين شركت كنند را به خاطر دوپينگ از مسابقات محروم كرد

پس از برگزاري مسابقات قايقراني در يكي از رودخانه هاي رشت بنام گوهر رود ( توضيح اينكه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود ميريزد و اين رودخانه الوده ترين رودخانه جهان است )  تا اكنون 150 نفر از شركت كنندگان به بيماريهاي ناشناخته و اسهال شديد مبتلا شدند
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

شعری زیبا از سودی عزیز یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 20:8
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد در رگ ها نور خواهم ریخت و صدا در داد ای سبدهاتان پر خواب سیب آوردم سیب سرخ خورشید خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد : ای شبنم شبنم شبنم رهگذاری خواهد گفت : راستی را شب تاریکی است کهکشانی خواهم دادش روی پل دخترکی بی پاست دب کبر را بر گردن او خواهم آویخت هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ‚ دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجره ها بادبادک ها به هوا خواهم برد گلدان ها آب خواهم داد خواهم آمد پیش اسبان ‚ گاوان ‚ علف سبز نوازش خواهم ریخت مادیانی تشنه سطل شبنم را خواهم آورد خر فرتوتی در راه من مگس هایش را خواهم زد خواهم آمد سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک آشتی خواهم داد آشنا خواهم کرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

شعر هایی از ... جمعه بیستم فروردین 1389 14:2

 

فرهاد و فرهادها را شیرین به بیگاری کشید

کوه هم سینه اش را ، احساسش را ، زخمی تیشه فرهاد ساخت

 تا  شیرین ،شیرین  شد و فرهاد کوهکن ! 

 


کودکی ام

امروز را به تماشای دیروز نشستم

 تماشای کودکی ام

 همراه با عروسک فردا های مبهم!

کنار باغچه ی کوچک حیاط ،تنهایی ام را می نوشتم

 الفبایش را برنگ تاریخ فاتحان نقش می زدم

نقش  هزار توی هزار بی شمار نویسندگان سر نوشت کودکان خاک 

و من......

گلهای اطلسی  بنفش را

همراه پروانه های رنگی خیالم

به اندازه ی رویاهای کودکانه ام

وبه عرض و طول غربت همه ی افکار به بند کشیده ام 

به دامن کهنه و بیرنگ موروثی  آرزوهایم می دوختم

و با انگشتان خاک آلودم می نوشتم

تنهایی ام را !

به وسعت افکار کودکانه ام

به آرزوی در نطفه مانده ام

 و به نویسنده ی روزهای زندگی ام :

کاش نوشته هایت بوی مهربانی می داد

کاش روسری عروسکم را سپید بنویسی

کاش خوشه ایی گندم با کاسه ی آب را بنویسی

زیرا کودک نوشته هایت خسته است و حیات می خواهد

تاریخ  کودکی ام را غیر قابل مصرف ننویس!!!!


مرا چون واژه ایی از واژگان شعرت بر گزین

  و درون قاب شیشه ایی خیالت بگذار

آنگاه برای حُرمت قلم ، می توانی بنویسی

 اورا فقط ، برای پرواز درآسمان خیال می خواستم

هوا پسِ!

 دلم برای خودم تنگ شده خیلی وقته خودم را درست وحسابی ندیدم

چی ؟حسابرسی نکردی؟وای ...وای بی خیال خودت شو که هوا پسِ!

نمیدونم چه تغییری کردم شاید بد... شاید یه کمی خوب!

باید از آینه بپرسم ولی نه ....

 این آینه زنگار گرفته قدیمی که منو زرد و غمگین و البتّه یواش 

و در گوشی بگم کمی  عبوس نشون میده ، وای کسی نشنیده باشه ! 

چی دارم میگم ؟  من گفتم عبوس !؟

نه، دارم واسه دلم می خونم گوش بده....


تو لیلی باش ، ما لیلی ترینیم

 تو مجنون  باش، ما مجنون ترینیم


بیچاره لیلی ومجنون !

که هر جا دچار تنگی قافیه میشیم  پای این دوتارا میکشیم وسط!

 آسمون وریسمون را بافتم بهم نه ؟

گل های شمعدونی کنار حوض هم به صف کردم وبراشون آخرین اشعارم را خوندم


 من امشب عشق را فریاد کردم

 بنامِ نامی جان، عاشقان را یاد کردم

 خدا را گفتم ای شاهد بیا برمن تماشا 

که بر دلدادگی، دیوانگی بنیاد کردم


ماهی قرمز تنگ بلوری دلم  هم اشعارم را مزه مزه کرد و نگاهش را ازم دزدید

ترسید بفهمم که خوشش نیومده

صدای هوار هوار مرد دستفروش افکارم را رَم داد

آهایییییییییییی ددددددد ل  دارم، خووووووووووبِ شو دارم

بیا که ا   ر  ز  و  نش کردم ،باب د  ند  و   نش کردم

خدای من ؟دل!

یعنی کیلویی چنده؟حتما به نرخ روز! شاید هم بازار سیاه!

چه فرقی می کنه

از جا پریدم و ای... بازم  یکی از گلدونای دلم شکست

آه ..... خدای من، باز این پیر زن هزار چهره آمد نشست کنارم !

دنیا خانم را میگم : آره عزیزم جونم برات بگم که ........

آره ، آره می دونم که .....زندگی رباعی است وغم های آن قصیده!

ای بابا من به یک شکسته بند نیاز دارم

دلم تَرَک برداشته ! 

و

آرزوهایم غزل می خوانند

وداع را برایم لب طاقچه گذاشته اند

   و نوشته اند : ژیلا یادت بماند

که .... من (ها) رفتنی اند و بت ها شکستنی !


هر نفس تانفسی هُو کردم

حق طلب کردم و دل را به دلش خو کردم

باده عمر چو پیمانه کند  روزی چند

مرغ حق آید و درحال نَزَع آرزوی او کردم 


هیسسسسسسس!

اتل متل توتوله ،احوالتون چه جوره ؟همه چی جوره جوره ؟

مملیِّ ما هم خوبه ،راستش بخواین خوابیده ،بس که دیروز دویده

با بچه ها ی شیطون ،تو کوچه و خیابون  

 هیس هیس هیس !

 می خوام بگم مملی ما چه کرده ، خواب باشه و نفهمه....

سر کلاس انشاء ،دستاشو برده  بالا .....

خانم  بخونیم  انشاء ؟

معلّم مهربون :

بفرما  انشاء بخون ،زیبا و خوانا بخون ......

بچشم خانم معلّم ....

بنام آن خدایم :

که داده دست و پایم ، چشم و گوش و زبانم

موضوع انشاء چی بود..........؟آهان، علم بهتره یا ثروت ؟

 البتّه ثروت ثروت 

 حالامیگم مفصّل ،وقتی که پولدارباشی،آقا و دارا باشی

  خونت میشه تو پنت هاس، حساب بانکی ت بالاس

 صفرش  میره تا مریخ ! اسمت میره تو تاریخ

با یک چک بی تاریخ

 دکتُرا میشی راحت! 

 گاهی میری لواسُون ،عشق می کنی چه آسون

هوس کنی دُبی ایی ،یا کیشی و تورنتو ،جنیفر(ل)  و مورینو !

اُتول داری یک هزار ،خونه داری صد هزار

حرمسرایت آباد ،فتحعلیشاه کی بوده

 جونم بگم خلاصه ،قصّه ی ما درازه ،مثل شب سیاهه

 خودش همش یه رازه 

   اجازه ، اجازه ،علم بهتره یا ثروت ؟؟؟ البتّه ثروت ثروت!!

وای ببخشید.....

مملیِّ ما نادونه ،بچّه است و حیرونه

نمره ی انشای او ، یه صفر تنهاس بگو

یه صفر تنها و........... آخ ...چی بگم ؟!

قصّه ی ما نه نون داره نه پنیر!

نه آش داره !نه حلیم !

مملی  که خوابه خوابه ...................اِه ..... حالا چه وقته خوابه؟

 هیس !


نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

چند شعر کوتاه یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 14:26

من امشب با خدایم مست مستم

من امشب را نمی دانم که اَم

چون با  تو  مستم

من امشب نو عروسِ آرزوهای تو هستم

من امشب باده نوشم

چون که لیلای تو هستم

من امشب عاشقم من می، پرستم

چو امشب تو بتی ،  بت می پرستم


 

تو گاه..........

در واپسین لحظات غم گونه ی ترانه هایم

با نوای برگ های خسته از پائیز

آغوش پر مهرت را به گرمای تبدار تنم  مهمان می شوم

 امّا تو.......... گاهی  همانند طوفانی  ........

و گاه ترنّم بهاری

گاه کرشمه ی نگاهت  چون رعد و برق

گاهی تن پوشی برای روح عصیان زده ام

و گاه آرامش خواب،و گاهی تکرار رویاهایم

تکرار من !

تکرار  فرداهای مبهم من!


عشق را فریاد کن  پنجه بر  اَضداد کن

عاقل و دیوانه  را  طبل زن ، بر باد   کن

قلب  محزون  مرا   نعره زن ،آزاد کن

عشق را بر دار کن

آتش افروز و دل دیوانه ام راشاد کن

 


باور کن

دیشب هوای دلم مهتابی بود

ستاره گان رقص نور را ترنّم می کردند

و من در خیال  پرواز کنان به سویت شتافتم 

باغچه کوچک دلم را برای استقبال چراغانی کردم

گلدان های مهربانی ، غنچه های عشق را تدارک  دیدند

پنجره هارا رو به آسمان گشودم

کبوتر های بیقرار کوی  دلدادگی  را خبر کردم

کوچه را آب و جاروب کردم

و در خیال به انتظارت نشستم

 انتظاری عبث !

راستی یادم نبود ! چشمانم دیگر سویی ندارد

آمدنت را خیالی نیست                             باور کن ! خیالی نیست


به بهایی بفروشم به تو از لعل لبم

به دگر رخ بنمایم

 به بهای همه ی جان و تنم......... 

 


 

قاصدک

خانه ام سرد و گِلی 

دِلَکَم پوشالی !

آرزویم مثل یک قاصدک سرگردان

روزهایم به کبوتر مانَد

گاه، بربام تو و ....... گاه بر بام دگر بنشیند

من به آهو ی چموشی مانم

وحشی و بی پروا

در جسارت شده ام من شُهره

قلمم آزاد است

قفسش ویران است           عشق من ایران است

 


اگر نقّاش بودم

ترا  روی آبی آسمان نقش می زدم

اگر ترانه سرا بودم

  ترا با ریتم  قلبم ترانه  می ساختم

امّا امروز گدای کوی تو اَم

مرا به نیم نگاهی مرحمت فرما

که گدایان بی طاقتند و بی ملاحظه!

 


 

می آیم 

خاک فریاد کند دم به دم  جان مرا

جسم من مُلتمس و زار زند ،چانه زند عمر مرا

بگمانم که زمین جسم مرا کم دارد

یا که خاک قطعه تن واله ی من کم دارد

روحم آخر حیران، مانده در وادی  تن سر گردان

خاک ،خاکش طلبد، روح من هم پرواز

آه ......... 

جسم بی ارزش من چانه نزن

یک دو روزی کم و بیش، راه رفته بخدا باید رفت

خاک  از من طلبش می خواهد

جسم بی ارزش من می خواهد

خاک آرام بگیر، طلبت را تو بگیر ، من که خواهم آمد

کاش  از خاک تنم...........

گل سرخی روید، عاشقی هدیه دهد معشوقی

کاش خاکِ بدنم باد برد ، بوسه شود 

تحفه به دلدار من !

و نسیم بوی تو آرد به تن خفته ی من

و تو با عِطر گل نرگس مست 

همه دم یاد بکن دیده ی من !

خاک ، من می آیم

چند روزی کم و بیش!

و چه آرام در آغوش تو من خواهم خفت

و چه بی دغدغه از دغدغه ها خواهم خفت

 


دیروز  پشت پنجره آرزوهایم دیدمت سبدی از نداشته هایت را موقّرانه با خود می بردی

قدم هایت را زن کولی برایم فال گرفت

او گفت که می آیی

 در شبی که ماه کامل می باشد

و آیا با آمدنت ؟

حدیث تکامل با اعداد روزهای دوریت به مسالمت خواهند رسید؟


خانه ام

آرام بیا..................

من فدای قدمت ......... پای، بر چشم گذار

 کوبه بر در تو بکوب ،عشق ترا مهمان است

 خانه گل باران است

 روز  دیدار خدا  هم نزدیک!

کعبه گر منزل ما نیست

  ولی مقصد ما بس نزدیک!

 خانه ام گر که حَرَم نیست          ولی  عِطر گل نسرین است

خانه ام نزدیک است

عشق دریاب!

 وصال رخ معشوق ، بسی شیرین است


من از کوی یار می آیم

 تو با نسیم خیال

تو از خیال می آیی و من از شمیم شمال

تو کم کن فاصله را ،یک قدم تا من

تو بخوان سرود بهار  را ،با من

تو بمان در خیال و خاطراتِ  همیشه ی من.......... 


فریاد ُکن

نامم را بربلندای شَهرَت فریاد کن

بگذار بشنوند همه طوطیان  لَغوه گو

بگذار رسوایی قلب شکسته ام را

بر تارَک دیوار فرو ریخته انسانیّت جار بزنند

نامم را  تکرار کن

بگو بر عاشقان بیدل نماز گزارد

و سجّاده اش را  تن پوش معشوق کرد

بنویس بر پهنه سینه یاوه گویان دوره گرد

بنویس انسانیّت  به نسیان رفت

  بگذارمعاش امروزشان  نام من باشد

بگذار اقرار نامه ام را خود  فریاد کنم

که .........

قلبم را به معرض فروش گذاشته ام !

به چه بهایی می خرید ؟

می دانم ……به ارزانی سخنی یاوه!

 


نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

سه شنبه دهم فروردین 1389 18:55
 

 

 

نوروز مبارک

 

 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

خود ارضائی دوشنبه دهم اسفند 1388 15:49

فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

 

 

 

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر

بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.

 

 

در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.

 

 

ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز

 

 

در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون های مصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.

 

 

مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.

 

 

غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.

 

 

در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ -یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.

 

 

در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.

 

 

همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.

 

 

اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.

 

 

زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرم از دست می دهند.

 

 

در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد –و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.

 

 

به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.

 

 

ارتباط جنسی و ورزش

 

 

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90 روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تا هم انرژی او بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد کند. در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."

 

 

 

 

بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از  تیمها برنده خواهند شد: "تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."

 

 

در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت مممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.

 

 

در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار از شهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.

 

 

تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی

 

 

نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افراد بروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است. این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه در این زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز تلقی می شود.

 

 

ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس

 

 

مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند. اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افرا مختلف، و یا پیش از رسیدن به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد. زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...

 

 

این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.

 

 

خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.

 

 

ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق" اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او را براورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند. "ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."

 

 

زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای او هیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که این عامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.

 

 

از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود و از سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.

 

 

روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

 

 

عواقب خودارضایی

 

با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد معتـقد است که رابطه  جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر باشند.

 

 

به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این  ارتباط وجود ندارد مگر در خیال). در حین خود ارضایی فرد اگر مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه  جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.

 

 

دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد جذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی و جسمانی را مختل می سازد.

 

 

کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.

 

 

ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان "یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابر طبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100% محکوم می کنیم.

 

 

اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (Ribonucleic Acid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.

 

 

از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که این امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.

 

 

 

تئوری های پوچ محققان جنسی نوگرا

 

 

دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسی امریکایی و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا عنوان "انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.

 

 

در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!

 

 

پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردان سن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.

 

 

بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.

 

 

خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.

 

 

خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی و انزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.

 

 

ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود با عنوان " آموزش های بنیادین" در بخش "نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرم های خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."

 

 

"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگر در جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."

 

 

"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیار افرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."

 

 

"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."

 

 

خودارضایی در خانم ها

 

 

خودارضایی در خانم ها نیز به چشم می خورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هایی که مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.

 

 

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟

 

 

پیش از هر چیز باید بدانید که افراد زیادی به مراکزی که به این منظور دایر شده، مراجعه کرده و حتی در موارد خیلی حاد و پیشرفته نیز موفق به جلوگیری از این عمل غیر اخلاقی شده اند. چرا شما یکی از آنها نباشید؟

 

 

باید یاد بگیرید که چگونه می توانید جلوی خود ارضایی را با استفاده از تکنیک هایی که در جلسات آموزشی به شما تعلیم داده می شود، بگیرید. در اغلب این جلسات مشاور سعی می کند تا ضمیر ناخودآگاه بیمار را به کار اندازد.

 

 

در این جلسات به شما آموزش می دهند که تمایلا خودارضایی به عنوان یک عینینت درونی هستند که به ذهن شما حمله ور می شوند. شما باید در مقابل آنها ایستادگی کرده و اجازه ندهید که به درون ذهنتان نفوذ کنند. در ابتدا شاید انجام این کار قدری دشوار باشد و این توانایی را نداشته باشید که فکرتان را بر روی چیز دیگری متمرکز کنید؛ اما با تلاش به راحتی می توانید آنرا تحت کنترل خود در آورید. شما به راحتی قادر خواهید بود آنرا به طور کامل از زندگی خود حذف کنید. اگر فرد در گذشته دائماً خودارضایی می کرده و سپس این کار را متوقف کند، خودش متوجه تغییرات بوجود آمده در زندگی اش خواهد شد و می تواند مقادیر زیادی انرژی و توانایی های ذهنی اش را ذخیره کرده و بدون احساس هیچ گونه ترس و واهمه ای با حقایق زندگی روبرو شود.

 

 

سایر راههای جلوگیری:

 

 

آدات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید.

 

از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است.

مقالات مختلفی که در این سایت پیرامون روابط میان زن و مرد وجود دارد را به دقت مطالعه کنید تا آگاهی های کلی شما ارتقا پیدا کند

 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

110 دستور قابل اجرا از طریق run : شنبه هشتم اسفند 1388 9:36

نام برنامه اجرایی

دستور

Accessibility Controls

access.cpl

Add Hardware Wizard

hdwwiz.cpl

Add/Remove Programs

appwiz.cpl

Administrative Tools

control admintools

Automatic Updates

wuaucpl.cpl

Bluetooth Transfer Wizard

fsquirt

Calculator

calc

Certificate Manager

certmgr.msc

Character Map

charmap

Check Disk Utility

chkdsk

Clipboard Viewer

clipbrd

Command Prompt

cmd

Component Services

dcomcnfg

Computer Management

compmgmt.msc

Date and Time Properties

timedate.cpl

DDE Shares

ddeshare

Device Manager

devmgmt.msc

Direct X Control Panel - If Installed

directx.cpl

Direct X Troubleshooter

dxdiag

Disk Cleanup Utility

cleanmgr

Disk Defragment

dfrg.msc

Disk Management

diskmgmt.msc

Disk Partition Manager

diskpart

Display Properties

control desktop

Display Properties

desk.cpl

Display Properties w/Appearance Tab Preselected

control color

Dr. Watson System Troubleshooting Utility

drwtsn32

Driver Verifier Utility

verifier

Event Viewer

eventvwr.msc

File Signature Verification Tool

sigverif

Findfast

findfast.cpl

Folders Properties

control folders

Fonts

control fonts

Fonts Folder

fonts

Free Cell Card Game

freecell

Game Controllers

joy.cpl

Group Policy Editor - XP Pro

gpedit.msc

Hearts Card Game

mshearts

Iexpress Wizard

iexpress

Indexing Service

ciadv.msc

Internet Properties

inetcpl.cpl

IP Configuration - Display Connection Configuration

ipconfig /all

IP Configuration - Display DNS Cache Contents

ipconfig /displaydns

IP Configuration - Delete DNS Cache Contents

ipconfig /flushdns

IP Configuration - Release All Connections

ipconfig /release

IP Configuration - Renew All Connections

ipconfig /renew

IP Configuration - Refreshes DHCP & Re-Registers DNS

ipconfig /registerdns

IP Configuration - Display DHCP Class ID

ipconfig /showclassid

Java Control Panel - If Installed

jpicpl32.cpl

Java Control Panel - If Installed

javaws

Keyboard Properties

control keyboard

Local Security Settings

secpol.msc

Local Users and Groups

lusrmgr.msc

Logs You Out Of Windows

logoff

Microsoft Chat

winchat

Minesweeper Game

winmine

Mouse Properties

control mouse

Mouse Properties

main.cpl

Network Connections

control netconnections

Network Connections

ncpa.cpl

Network Setup Wizard

netsetup.cpl

Notepad

notepad

Nview Desktop Manager - If Installed

nvtuicpl.cpl

Object Packager

packager

ODBC Data Source Administrator

odbccp32.cpl

On Screen Keyboard

osk

Opens AC3 Filter - If Installed

ac3filter.cpl

Password Properties

password.cpl

Performance Monitor

perfmon.msc

Performance Monitor

perfmon

Phone and Modem Options

telephon.cpl

Power Configuration

powercfg.cpl

Printers and Faxes

control printers

Printers Folder

printers

Private Character Editor

eudcedit

Quicktime - If Installed

QuickTime.cpl

Regional Settings

intl.cpl

Registry Editor

regedit

Registry Editor

regedit32

Remote Desktop

mstsc

Removable Storage

ntmsmgr.msc

Removable Storage Operator Requests

ntmsoprq.msc

Resultant Set of Policy - XP Pro

rsop.msc

Scanners and Cameras

sticpl.cpl

Scheduled Tasks

control schedtasks

Security Center

wscui.cpl

Services

services.msc

Shared Folders

fsmgmt.msc

Shuts Down Windows

shutdown

Sounds and Audio

mmsys.cpl

Spider Solitare Card Game

spider

SQL Client Configuration

cliconfg

System Configuration Editor

sysedit

System Configuration Utility

msconfig

System File Checker Utility - Scan Immediately

sfc /scannow

System File Checker Utility - Scan Once At Next Boot

sfc /scanonce

System File Checker Utility - Scan On Every Boot

sfc /scanboot

System File Checker Utility - Return to Default Setting

sfc /revert

System File Checker Utility - Purge File Cache

sfc /purgecache

System File Checker Utility - Set Cache Size to size x

sfc /cachesize=x

System Properties

sysdm.cpl

Task Manager

taskmgr

Telnet Client

telnet

User Account Management

nusrmgr.cpl

Utility Manager

utilman

Windows Firewall

firewall.cpl

Windows Magnifier

magnify

Windows Management Infrastructure

wmimgmt.msc

Windows System Security Tool

syskey

Windows Update Launches

wupdmgr

Windows XP Tour Wizard

tourstart

Wordpad

write

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

ترفند ویندوز چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 23:57

دو راه جالب جهت نفوذ به ويندوز XP بدون رمز عبور!

 

يکي از مشکلات ويندوز xp راه نفوذ به آن در صورت فراموش کردن password مي باشد .

همانطور که همه شما مي دانيد xp امکان جالب switch user را دارد که مي توان محيط را براي کار user هاي مختلف فراهم کرد .

حالا اگر شما اين password را فراموش کنيد چاره چيست؟.

 در اين حالت چند راه نفوذ هست و آن اين است که در هنگام ظاهر شدن منوي کاربران در ابتدا ، دو بار کليدهايALT+CTRL+ DELETE را فشار دهيد سپس در قسمت نام کلمه administrator را تايپ کرده و قسمت password را خالي بگذاريد و Ok را بزنيد در اين حال وارد سيستم مي شويد.

حال اگر در هنگام نصب ويندوز Xp برايAdmin پسورد گذاشته باشند چه كار كنيم؟

براي اين كار قبل يا هنگام بالا آمدن ويندوز كليد F8 را زده سپس بسته به نوع نياز خود بكي از گزينه هاي Safe Mode را انتخاب كنيد.

بعد از وارد شدن به ويندوز در منو Start كليك كنيد سپس گزينه RUN را انتخاب كرده ودر جاي خالي عبارت Control userpasswords2 را تايپ كنيد.

پنجره باز شده داراي 2 TAB به نام هايUsers & Advanced مي باشد.

TAB Users را انتخاب كرده و تيك گزينه:User must enter a username and password to use this computer را برداريد.

 با برداشتن تيك اين گزينه ديگر هنگام ورود به ويندوز از شما پسورد گرفته نمي شود.

 حالا با استفاده از گزينه Add مي توان نام كاربري را به آن اضافه و با استفاده از گزينه Remove مي توان نام كاربري را حذف كرد همچنين با استفاده از گزينه Properties مي توان ميزان دسترسي كاربران به ويندوز را تعيين كرد.

در ضمن این راهها همیشه جواب نمیدن من حدود دو سال دنبال این کار بودم و بیش از ده روش برای این کار یاد گرفتم که هیچ کدوم قطعی نبود اما بالاخره یه راه صددرصد تضمینی یاد گرفتم که همیشه جواب میده و تو اینترنت ۱۹۰ دلار قیمتش بود

 

نظر بدهید

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 7:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


محافظت از فايل ها و پوشه هاي محرمانه توسط File Securer 3.55

 File Securer يك ابزار فوق العاده قوي هست كه براي محافظت از فايل ها و پوشه هاي شما طراحي شده !

 اين نرم افزار محافظت خودش رو در سطح kernel اعمال ميكنه و از فايل هاتون در محيط ويندوز و خط فرمان محافظت ميكنه.

 طرز كار فوق العاده آسان اين برنامه باعث ميشه كه بتونيد در هر مكان و هر زماني ، فايل ها و پوشه هاي خود را رمزي كنيد.

 قفل كردن و باز كردن يك فايل توسط يك كادر popup ساده انجام ميشه و نياز به كلنجار رفتن با برنامه نيست!

 براي اينگون امور فقط كافي است بر روي فايل مورد نظر كليك راست كنيد و گزينه موبوطه رو كه ميتونه " قفل كردن " و " باز كردن قفل " باشه رو انتخاب كنيد.

 به همين سادگي!بعد از قفل كردن يه فايل ، چنانچه شخصي بخواد به فايل شما دسترسي داشته باشه، كاردي باز شده و از فرد مورد نظر پاسورد را ميخواد.

  قابليت بسيار عالي اين نرم افزار اينه كه براي شما ليستي از پاسورد هاي غلطي كه توسط مهاجم تست شده رو ذخيره و گزارش ميكنه.

  اين قابليت از اين جهت خوبه كه شما ميتونيد امنيت پاسورد خودتون رو برسي كنيد و ببينيد كه شخص مورد نظر تا چه اندازه به پاسورد شما نزديك شده بوده!!!!( فايل كرك برنامه تو كامنت ها موجوده ).

  توجه مهم : در هنكام نصب اينگونه برنامه دقت لازم رو داشته باشيد و به پيغام هايي كه برنامه، در هنگام نصب ميده توجه كنيد

 

نظر بدهید

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 7:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ادامه کار با سیستم هنگام از دست دادن هارد دیسک ، خراب شدن ویندوز و ... بدون ناراحتی

اگر هارد دیسک سیستم شما سوخته است و تا مدتی نمی توانید از کامپیوتر خود استفاده کنید زیاد ناراحت نباشید زیرا بدون هارد دیسک هم می توان از تمام امکانات یک کامپیوتر بهره برد ! سیستم عامل Knoppix نیاز به نصب مستقیم بر روی هارد ندارد و فقط فایلهای راه انداز خود را در حافظه سیستم قرار می دهد .برای استفاده ازاین سیستم عامل کافیست با تغییر در بایوس PC  آن را به بوت CD-ROM تغییر دهید از این پس با قرار دادن CD پس از چند لحظه به سیستم عامل Knoppix وارد می شوید .از جمله امکاناتی که Knoppix بدون نیاز به هارد دیسک در اختیار شما قرار میده عبارتند از :

1. اتصال به اينترنت

2. اتصال به شبکه محلی

3.پخش فایلهای صوتی و تصویری و...

4. نمايش درایو های هارد دیسک در صورت وجود هارد

5. نرم افزار های مانند Office و برنامه ها گرافیکی و بازی های تحت Knoppix

یه استفاده دیگه هم میشه از این سیستم عامل کرد :
واسه همه این اتفاق رخ داده که ویندوزتون خراب بشه و بخواین برنامه ها و اطلاعات خودتونو به سی دی منتقل و بعد از اون دوباره سیستمتون رو پیکربندی کنین !
خوب فکر نمیکنین استفاده از یه سیستم عامل کامل مثل Knoppix اگه بهترین راه حل نباشه یکی از بهترینها....

لینک دریافت این سیستم عامل Knoppix

ftp://ftp.webtrek.com/pub/mirrors/knoppix/KNOPPIX_V3.6-2004-08-16-DE.iso

سایت رسمی شرکت سازنده 

 http://www.knoppix.com/

نکته :
1. برای دریافت سیستم عامل با استفاده از Download Accelerator Plus باید فایل فرمت ISO را به ادامه فایل فرمتهای تعریف شده در آن اضافه کنید .

2. پس از دریافت سیستم عامل باید با استفاده از NERO و استفاده از گزینه BURN IMAGE TO DISK آنر بر روی CD رایت کنید .

3. حجم این برنامه خیلی زیاده و یه سی دی کامل رو پر میکنه بنابراین دانلودش فقط به کاربرانی که از اینترنت پر سرعت ( ADSL ) برخوردارند توصیه میشه ولی اگه تو بازار وجود داشت و یا دوستانتون دانلود کردن از دست ندینش که خیلی وقتها به درد میخوره . ( گرچه من خودم خیلیها رو میشناسم که برنامه های با حجم بالاتر از اینو هم نصف شبها با استفاده از DAP و ... با خطوط E1 دانلود کردن )

 

نظر بدهید

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 7:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


پارتیشن بندی هارد دیسک

در اينجا سوالي مبني بر (Save to cmos and exit (Y/N از شما پرسيده مي شود. كليد Y را فشار دهيد دهيد تا سيستم دوباره Restart شود. بعد از Restart سيستم سه پيغام زير ظاهر ميشود:
CD-ROM Start up menu
1.Boot from hard disk
2.Boot from CD-ROM
سپس گزينه 2 را اتنخاب كرده تا سيستم از روي CDبوت شود. بعد از آن پيغام هاي زير صادر مي گردد:
Microsoft Widows98 Start up menu
1.Start Windows98 Setup from CD-Rom
2. Start Computer with CD-Rom support
3.Start computer without CD-rom Support
4.View the Help file
شما گزينه 2 را انتخاب كنيد . پس از چند لحظه جلوي پرامپت درايو (مثلاf:\> )فرمان Fdisk را تايپ و كليد Enter رو بزنيد. فورا پيغامي مبني بر اينكه ظرفيت Hard شمااز 512 بيشتر است ظاهر مي شود. كليد Y وسپسEnter رو فشار دهيد.
سپس صفحه اصلي Fdisk ظاهر مي شود.

 


Fdisk option
current fixed disk drive:1
choose 1 of the following:
1.createe dos partition or logical dos drive
2.set active partition
3.delete partition or logical dos drive
4.display partition information
Enter choice:…
اين صفحه شامل گزينه هايي جهت انجام اعمال مختلف بر روي ديسك سخت مي باشد.

توجه: در پارتيشن بندي و كار با Fdisk با سه اصطلاح بر خورد مي كنيد كه عبارتند از Primary , Extended , logical برخورد مي كنيد كه سيستم عامل از دوتاي اولي استفاده مي كند.
درايو C كامپيوتر همان Primary است و بقيه Extended هستند.
در Fdisk ابتدا Primary و بعد Extended ايجاد مي كنيم. وبراي حذف پارتيشن ها برعكس ايجاد آنها عمل مي كنيم.
توجه : ابتدا در صورت وجود پارتيشن آنها را پاك مي كنيم.

خوب از اين پنجره اصلي گزينه 3 رو انتخاب كنيد .سپس پنجره اي ظاهر مي شود كه از آن گزينه:
3.Delete logical dos drive in the extended dos partition
را برمي گزينيم.
بعد از اين كار صفحهاي شامل پيغام هاي زير ظاهر مي شود:
WARNING!Data in deleted logical dos drive will be lost
What drive do you want to delete?
سپس شما نام آخرين درايو Hard خودتان را وارد كنيد وEnter را بزنيد.سپس Enter

 Volume ظاهر مي شود كه شما يايد برچسب درايوتان را وارد كنيد يا اگر بر چسبي ندارد Enter را بزنيد. (اگه درايو شما برچسب داشته باشه مثلا به جاي حرف D برچسب اون مثلا My Driveظاهر ميشه) سپس پيغام زير ظاهر ميشه:] Are you sure?(Y/N)?[Y براي تاييد حرف Yرا بزنيد و بعد Enter و به همين ترتيب همه درايوهاي منطقي(Logical) را پاك كنيد.بعد از پاك شدن همه درايوهاي منطقي پيغام زير ظاهر مي شود.

All logical drive deleted in the extended dos partition

 سپس چند بار دكمه Esc را بزنيد تا وارد صفحه اصلي بشويد. (Fdisk option) بعد دكمه 3 (Delete partition.) از صفحه بعدي ظاهر شده

 (Delete extended dos partition)را انتخاب كنيد.بعد يك پيغام (...........Warning) ظاهر مي شود كه بايد شما كليد Yرا بزنيد بعد Enter. سپس پيغام زير ظاهر مي شود: Extended dos partition Deleted دكمه Esc را بزنيد تا وارد صفحه اصلي بشويد . (Fdisk Option). بعد باز گزينه 3 بعد از صفحه باز شده گزينه 1 را وارد كنيد. تا پارتيشن اوليه خذف شود .

 (Delete primary dos partition). سپس پيغام

Warning data in the deleted primary dos partition will be lost.
زيرپيغام : What primary partition do you want to delete?[1]
شما كليد Enter رو بزنين.پيغام زير ظاهر ميشه: Enter volume? (     ) label
در صورت وجود بر چسب آن را تايپ و Enter را بزنيد در غير اين صورت Enter را بزنيد.
پيغام (:Are you sure) كه گزينه Yسپس كليد Enter را بزنيد. پيغام زير ظاهر مي شود: Primary dos partition deleted دكمه Esc را بزنيد تا وارد صفحه اصلي بشويد .حالا پارتيشن هاي شما حذف شده است.

براي ايجاد پارتيشن از صفحه اصلي گزينه 1 يعني

(1.Create dos partition or logical) را بزنيد.

بعد از طي اين مراحل صفحه اي با مشخصات زير حاصل مي شود :


Create dos partition or logical dos drive
Current fixed disk drive:1
Choose 1 of the following:
1.create primary dos partition
2.create extended dos partition
3.create logical dos drive in extended dos partition
Enter choice:


سپس كليد 1 راتايپ وEnter را بزنيد . مدتي صبر كنيد تا 100%  Completeو Verifying drive integrityتا 100%كامل شود. بعد از آن پيغام زير ظاهر مي شود :


Create primary dos partition
Current fixed disk drive:1
Do you wish to use the maximum available………………
Press Esc to return to fdisk options


كادر بالا از شما مي پرسد كه آيا مي خواهيد تمام ديسك سخت پارتيشن اوليه(Primary)گردد؟شما دكمه N را تايپ كرده وسپس Enter را بزنيد . سپس مدتي صبر كنيد تا 100%كامل شود … بعد صفحه زير ظاهر مي شود:


Create primary dos partition
Current fixed………..
Total disk space is ……..mbytes (1mb=……….)
Maximum space available for partition is…….
Enter partition size in mbytes or ……….
Press esc …………


صفحه بالا ظرفيت هارد شما را كه براي اين عمل در دسترس مي باشد را اعلام مي كند شما بايد در اين مرحله براي درايو Start up تان مقداري را در مقياس مگا بايت وارد كنيد (البته درصد هم مي شود).

توصيه:
1.آنهاي كه هارد 20 دارند 3000 را بزنند
2.هارد 30 ،4000يا 4500
3.هارد 40 به بالا تا 80،6000 يا 5500
4.هاردهاي 20 به پايين به نسبت 2500،2000،1500،1000
5......

بعد از وارد كردن مقدار Enter را زده تا پيغام زير ظاهر شود :

 Primary dos partition created
سپس Esc را زده تا وارد صفحه اصلي Fdisk بشويد .
از صفحه اصلي گزينه ا(Create dos ………or logical) و از صفحه بعدي گزينه 2 (Create extended dos partition)را زده مدتي صبر كنيد تا 100% كامل شود. سپس صفحه زير ظاهر مي شود:


Create extended dos partition
Current fixed……….
Partition status type volume label mbytes…….
C:1 primary…
Total disk space is……….
Enter partition size in mbytes or per…………………….
No partition define
Press esc……………


سپس كليد Enter را بزنيد. تا پيغام (Extended.)ظاهر شود.
حالا كليد Esc را بزنيد تا سيستم به طور اتوماتيك وارد بخش ايجاد درايوهاي منطقي شود. مدتي صبر كنيد تا 100%تمام شود سپس از صفحه بعدي ظاهر شده عدد دلخواه خودتان به مگابايت را براي درايو D:وارد كنيد.مدتي صبر كنيد تا100%كامل شود .

 بعد از اين مرحله (يا احيانا Restart system)ماجرا را براي درايو هاي منطقي ديگر از قبيل E تا Z ادامه بدهيد تا جاييكه هارد شما تمام شود.


توصيه:
سعي كنيد كه حتي الامكان درايو هايتان كم باشد معمولا 4 درايو كافيست بعد از اينكه تمام هارد پارتيشن بندي شد پيغام :
All available disk space in the extended dos
ظاهر مي شود.
حالا دكمه Esc را بزنيد تا وارد صفحه اصلي بشويد. از صفحه اصلي گزينه

 2(Set active partition )را انتخاب كنيد. در صفحه بعدي ظاهر شده كليد 1 را زده و Enter كنيد. با عمل فوق درايو C شما به عنوان درايو Start up بوده فعال مي شود. سپس پيغام

Partition 1   made active

 ظاهر مي شود. بدين تر تيب پارتيشن بندي به اتمام ميرسد .


نكته هاي قابل توجه :
1. ممكن است در بعضي از سيستم ها در حين عمليات هاي بالا Restart هاي متعددي انجام شود.
2. پس از عمل Fdisk حتما توسط دستور a:\format drive را براي همه درايوها انجام دهيد تا به FAT 32 تبديل شوند.
3. از Fdisk زياد پرهيز كنيد زيرا باعث خراب شدن هارد شما مي شود.
4. زياد عجله نكنيد!

 

نظر بدهید

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 7:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ارسال فایل بدون اینترنت

HyperTerminal  برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت نماييد.

شايد شما هم مانند من از ارسال فايلها توسط ابزار ذخيره سازي (مانند CD، ديسك و...) خسته شده ايد در اين قسمت قصد داريم به بررسي يكي از قابليتهاي جذاب و كمتر شناخته شده ويندوز كه توانايي بالايي در ارسال و دريافت فايلهاي مختلف به نام Hyper Terminal بپردازيم.

HyperTerminal چيست؟

HyperTerminal برنامه اي است كه توسط آن مي توانيد با استفاده از خطوط تلفن (و بدون نياز به اينترنت) فايلهايي را از هر نوع به دوستانتان ارسال و يا از آنها فايلهايي را دريافت نماييد. در صورت كار با اين برنامه در بسياري از موارد شما ديگر نيازي به استفاده از اينترنت نخواهيد داشت، بنابراين قادريد در هزينه هاي اتصال به اينترنت تا حد زيادي صرفه جويي كنيد.

برنامه Hyper Terminal به صورتي كاملاً ساده و آسان طراحي گرديده به صورتي كه شما با چند بار كار كردن با آن مي توانيد با نحوه كار كاملاً آشنا گرديد.

نكته: براي استفاده از HyperTerminal شما به امكانات خاص نياز نداريد فقط كافي است كه كامپيوتر شما و فردگيرنده به يك مودم مجهز باشد تا شما از طريق خط تلفن فايل مورد نظرتان را ارسال و يا دريافت نماييد.

نحوه استفاده از Hyper Terminal

براي فعال نمودن HyperTerminal در ويندوز xp به روي كليد Start كليك نموده و از منوي كشويي ظاهر شده به ترتيب Accessories < All programs < Hyper Terminal< Communications را انتخاب كنيد تا پنجره Connection Description در روي صفحه نمايش ظاهر گردد.

در كادر فوق يك نام را براي اتصال وارد كرده و از قسمت Icon يك آيكون را به دلخواه انتخاب نموده و بر روي كليد OK كليك كنيد.

در پنجره Connect To از منوي كشويي Country / region كشور محل سكونت خود (كه در اينجا IRAN را بايد انتخاب نماييد مگر اينكه خارج از ايران زندگي مي كنيد)، AreaCode كد كشور، phonenumber شماره تلفن تماس و از منوي ConnectUsing ابزار مورد استفاده (كه در اين جا مودم مي باشد) را انتخاب كرده و برروي كليد OK كليك نماييد.

نكته: در قسمت phone number شما بايد شماره تلفن شخصي كه مي خواهيد براي او فايل مورد نظرتان را ارسال كنيد را وارد نماييد.

در پنجره Connect شما كافي است بر روي كليد Dial كليك كنيد تا شماره گيري انجام گيرد. در اين مرحله در صورتي كه مي خواهيد تغييري در شماره تلفن تماس و يا محل سكونت خود دهيد كافي است برروي كليدهاي Modify يا Dialing properties كليك كرده و در كادرهاي محاوره اي ظاهر شده تغييرات مورد نظر را اعمال نماييد. بعد از چند لحظه شماره گيري توسط مودم انجام مي شود.

تنظيماتي كه فرد گيرنده بايد انجام دهد

براي دريافت يك فايل از طريق HyperTerminal فقط كافي است در پنجره اصلي برنامه از منوي Call گزينه Wait For a Call را انتخاب نماييد. بعد از چند لحظه شما مي توانيد فايلهاي ارسالي را دريافت كنيد.

ارسال فايلها

بعد از اينكه در پنجره Connect تنظيمات مربوطه را انجام داديد و توسط شماره گيري به شماره مربوطه متصل شديد. براي مشخص كردن فايلهاي ارسالي از منوي Transfer گزينه Send File را انتخاب كنيد تا كادر محاوره اي Send File در روي صفحه نمايش ظاهر گردد.
در كادر محاوره اي ظاهر شده براي انتخاب فايل مورد نظرتان بر روي كليد Browse كليك كنيد تا كادر محاوره اي Select File to Send در روي صفحه نمايش ظاهر گردد.

در كادر محاوره اي فوق شما كافي است فايل مورد نظرتان را انتخاب نموده و بر روي كليد Open كليك نماييد و در كادر محاوره اي Send file بر روي كليد Send كليك كنيد تا عمل ارسال انجام پذيرد.

ارسال پيغام به صورت متن
بعد از اينكه به شماره مورد نظرتان متصل شديد در پنجره اصلي برنامه Hyper Terminal شما به صورت مستقيم مي توانيد متن مورد نظرتان را تايپ نماييد. متن تايپي در اين قسمت براي دوست شما كه به كامپيوتر او توسط برنامه Hyper Terminal متصل شديد نيز قابل مشاهده مي باشد.

مشخص كردن محلي براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي

شما به سادگي مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايلهاي دريافتي از طريق برنامه را به صورت پيش فرض تعريف نماييد. براي اين منظور از منوي Transfer گزينه Receive File را انتخاب نماييد تا كادر محاوره اي مربوطه در روي صفحه نمايش ظاهر گردد. در كار محاوره اي فوق شما با كليك نمودن كليد Browse مي توانيد محلي را براي ذخيره سازي فايل دريافتي تعيين نماييد.

ذخيره سازي اتصال

بعد از برقراري ارتباط از طريق برنامه Hyper Terminal، شما مي توانيد اتصال فوق را براي استفاده مجدد ذخيره نماييد. براي اين منظور از منوي كشويي File گزينه Save را انتخاب كنيد. با اين كار اتصال شما با اسمي كه شما براي آن مشخص نموده ايد ذخيره مي گردد، براي برقراري اتصال براي دفعات آتي، در زير منوي Accessories < All Programs < Start HyperTerminal Communications كافي است به روي نام اتصال فقط كليك كنيد.

قطع نمودن اتصال

بعد از اينكه فايل هاي موردنظرتان را براي دوستانتان ارسال كرديد و يا از آنها دريافت كرديد، براي قطع نمودن اتصال به روي گزينه Disconnect كليك نماييد تا اتصال شما قطع گردد.

نوار ابزار برنامه Hyper Terminal

در نوار ابزار برنامه HyperTerminal مجموعه دستورات پراستفاده به صورت آيكونهايي در دسترس شما قرار گرفته است. در صورتي كه نوار ابزار برنامه در زير نوار منوها وجود نداشت از زير منوي View گزينه ToolBar را انتخاب كنيد.


نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

به کوروش چه خواهیم گفت؟ دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 10:41

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک

اگر باز پرسد ز ما

چه شد دین زرتشت پاک

چه شد ملک ایران زمین

کجایند مردان این سرزمین

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر دید و پرسید از حال ما

چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان

کجایند میران سر مستتان

چه آمد سر خوی ایران پرستی

چه کردید با کیش یزدان پرستی

به شمشیر حق ، نیست دستی

که بر تخت شاهی نشسته است ؟

چرا پشت شیران شکسته است ؟

در ایران زمین شاه ظالم کجاست ؟

هوا خواه آزادگی ،

پس چرا بی صداست ؟

چرا خامش و غم پرستید، های

کمر را به همت نبستید، های

چرا اینچنین زار و گریان شدید

سر سفره خویش مهمان شدید

چه شد عِرق میهن پرستیتان

چه شد غیرت و شور و مستیتان

سواران بی باک ما را چه شد

ستوران چالاک ما را چه شد

چرا مُلک تاراج می شود

جوانمرد محتاج می شود

چرا جشنهامان شد عزا

در آتشکده نیست بانگ دعا

چرا حال ایران زمین نا خوش است

چرا دشمنش اینچنین سر کش است

چرا بوی آزادگی نیست، وای

بگو دشمن میهنم کیست، های

بگو کیست این ناپاک مرد

که بر تخت من اینچنین تکیه کرد

که تا غیرتم باز جوش آورد

ز گورم صدای خروش آورد

به کوروش چه خواهیم گفت

اگر سر بر آرد ز خاک
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اس ام اس چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 11:0

می گن هر کی دوست خوشگل داره جاش تو بهشته ، خوشحال باش مفتی مفتی رفتی بهشت !


#*140*دوست دارم*ok

اینم شارژ رفاقت ما


کیست که غربت رفته را یاد کند

دل غربت زده را شاد کند

من نوشتم این سخن از بهر دوست

تا بداند این دلم در فکر اوست


قشنگی شب به ستاره هاشه

قشنگی عشق به دوامشه

قشنگی تو به مرامته


من به خود می بالم که در این عصر یخی ، دوستی دارم که دلش آیینه ی خورشید است.


هر انسان دونفر است یکی بیداراست در تاریکی و دیگری خواب است در روشنائی


سرت شاد و دلت شاد و وجودت بی بلا باشد

الهی هر کجا باشی نگهدارت خدا باشد


آنجا که همه چیز را واهی می دانم ، حضور تو بد باورم تلنگر می زند.


اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه کسی داشتی ، اصلاٌ رو من حساب نکن ، چون شونه مثل مسواک یه وسیله شخصیه


زندگی با صدا شروع می شه ، ب صدا تموم می شه

عشق با ترس شروع می شه با اشک تموم می شه

دوستی هر جایی می تونه شروع بشه اما هیچ جا تموم نمی شه


مهر تو از روز ازل حک شده روی دلم

از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را


در دنیایی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند ، تو به دنبال نگاه زیبا باش

دکتر شریعتی


از آبقشار پرسیدم تو کیستی ؟ گفت اشک کوه

گفتم از چه می گریی ؟ گفت از جدایی دوست


زنده باد آنکس که گاهی یادی از ما می کند

از خجالت ما غریبان غرق دریا می کند

حال ما می پرسد و از مهربانی های خود

این دل رنجور ما را عطر گل ها می کند


به علت بارش بی وفایی جاده عشق لغزنده است ، لطفا ٌ با محبت حرکت کنید.


شاد باش که از شادی تو دلشادم

تا تو شادی ز  غم هر دو جهان آزادم

لذت زندگی من همه خرسندی توست

بی وفایم که وفایت برود از یادم


وقتی کسی به دل نشست ، نشستنش مقدسه

حتی اگه نبینمش ، همین برای من بسه


هیچ بارانی جای پای تو را از کوچه قلبم نخواهد شست...


زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است ، آن را بدون غروبش تقدیم تو می کنم


آدم ها تهی از توانایی نیستند ، تهی از اراده اند .

ویکتور هوگو


عراق 8 سال جنگید تا اسیر گرفت ما نجنگیده اسیرتیم


دیشب دفتر قسطامو ورق می زدم ، دیدم تمومی نداره !

تا آخر عمر برهکار مهربونیاتم


بنویس نام مرا در کف دست ای دوست، تا به هنگام قنوتت نبری از یادم.


رنج دوری یاد یاران کار ماست، یک اس ام اس حکم دیدار ماست.


دنیا به من یاد داد دوری کسی را که دوسش دارم تحمل کنم ، اما وفا به من یاد داد هرگز  کسی رو که دوسش دارم  فراموش نکنم.


یه عصا هزار بار زمین می خوره تا صاحبش زمین نخوره ، عصاتم رفیق.


در گذرگاه زمان ، خیمه شب بازی دهر با همه تلخی شیرینی خود می گذرد، عشق ها می میرند ، رنگ ها رنگ دگر می گیرند ، و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ ، دست ناخورده به جا می ماند.


دو چیز از یاد آدم ها نمیره ، دوست های خوب ، روزهای خوب، یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم ها نمیره ، روز های خوبی که با دوستان خوب گذشت.


میگن آخر معرفت اونقدر دوره که عمر آدم کفاف نمی ده بهش برسه ، اما این پیغام رو فرستادم برای اونی که آخر جاده معرفت ایستاده.


 

زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است نه در کنار هم بودن


مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است ، من که به معجزه عشق ایمان دارم ، می کشم آخرین دانه کبریتم را در باد ، هر چه بادا باد.


سلامی به گرمی بهار تقدیم آنها که کنارمان نیستند ولی حس بودنشان به ما شوق زیستن می دهد.


به یه نفر می گن تو روابط جنسی مرد بیشتر حال می کنه یا زن ؟

می گه زن . می گن چرا؟

میگه وقتی گوشت رو با انگشتت می خارونی گوشت بیشتر حال می کنه یا انگشتت.


ناپلئون می گه حرفی بزن که بتونی بنویسیش ، چیزی بنویس که بتونی امضاش کنی ، و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایسی.

پس دوست دارم

امضا ...


دم هر چی رفیقه گرم، کمر هر چی نارفیقه خم ، روی هر چی بی مرامه کم ، برای دشمنات آرزوی زلزله بم ، زیر چشم دشمنات همیشه نم ، ان شاء الله نبینی غم.


امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را ، پس امروزمان را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا.


گوته " فاصله گرفتن از آدم هائیکه دوستشان داریم بی فایده است.زمان به زودی به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست.


منتظر لحظه دیدار تو هستم

سهل است که بگویم گرفتار تو هستم

هر چند که دور از منی و من ز تو دورم

بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم.


به چشم خسته من آسمون هم سنگ شده

لعنت بر این جدایی دلم برات تنگ شده


عشق یعنی شب نشینی با خدا

گفتگو با ناله اما بی صدا

عشق پرتاب گلی از سوی دوست

هر کجا باشد دلم همراه اوست


########(    ) #######

این ساعت مچی منه ، عقربه هاشو برداشتم تا نفهمم چند وقته ازت دورم.


می دونی کوچیک ترین ذره ای که توی دنیا کشف شده چیه ؟

دل منه که برات یه ذره شده.


آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد

آرایش گل های بهار تقدیم تو باد

گویند که عشق هدیه پاک خداست

این هدیه هزار بار تقدیم تو باد


یکی در آرزوی دیدن توست

یکی در حسرت بوئیدن توست

اما من ساده و بی ادعایم

تمام هستیم خندیدن توست


فرستنده : من

دلیل : محبت

هدف : بدونی یادتم

نتیجه : 16 تونم ضرر


زدم فریاد خدایا این چه رسمی است

رفیقان را جدا کردن هنر نیست

رفیقان قلب انسانند خدایا

بدون قلب چون توان زیست


تریاک ، کراک ، شیشه ، حشیش ، هروئین، همه اینها رو میشه ترک کرد اما تو رو نمیشه ترک کرد

معتادتم رفیق.


یه رشتیه به دوستش میگه یه جا سراغ دارم اگه بریم شما میدن ، تریاک میدن بکشیم ، مشروب میدن بخوریم ، کلی هم حال میدن و آخر سر حمام مجانی و 5000 تومن هم میدن ، دوستش می گه کجاس؟ می گه من نرفتم ، خانومم رفته.


سلامی به گرمی اتو، به نرمی پتو ، بیه شیرینی لبو ، چرا مسیج نمی فرستی هلو.


تا جدائیها نباشد کس نداند قدر یاران را

کویر خشک می داند بهای قطره باران را


هیییییییس صداشو در نیار ، اومئم آروم ببوسمت و برم.


اگر یار مرا دیدی به خلوت

بگو ای بی وفا ای بی مروت

این است حساب زندگانی

که من از غم بمیرم تو ندانی


می دونی بی نمک ترین آدم دنیا کیه؟ تویی ، آخه عسل که نمک نداره.


خواستم زیبا گلی را زینت خاطر کنم ، دیدم اندر خاطرم جز تو گلی زیبا نبود.


 

بعضی ها با غصه پیرن

بعضی ها با غم رفیقن

بعضی ها از بس عزیزن

هر گز از دل ها نمیرن


ای باد صبا وزیدنت هموار نیست

تو فتنه گری مرام تو در کار نیست

من عاشق بارانم باد را چه کنم

عاشق به رخ یارم و جان را چه کنم


هنگامی که کشتی زندگی به طوفان برخورد می کند، به خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.


مردی با پلیس زن ازدواج کرد ، شب اول هفت بار جریمه شد :

1.      سرعت زیاد 2. ورود ممنوع 3. نبستن کلاه ایمنی 4. تخریب اراضی 5. عبور از چراغ قرمز 6 . بستن وسایل اضافی به زیر خودرو 7. عدم توجه به فریاد های پلیس


سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی

آه باران من سراپای  وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی


دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست

من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیست


زمانی که کلماتی را از باد می شنوم و دنیا آرامشی یگانه است،

جایی که گرگ ها می گریند این نام توست که بارها زمزمه می شود.


بانک معتادین جوان بزودی قرعه رکشی خواهد کرد با جوایز نفیسی شامل :

5 کیلو تریاک ، 100 دستگاه پیک نیک ، 200 عدد سیم و سنجاق ، 1 صندوق پر از هروئین ، کمک هزینه ی خرید منقل و بافور ، 1 سفر تفریحی به افغانستان

هر نعشه در هر روز یک امتیاز


از هزاران یک نفر اهل دلند

آن هم توئی مابقی تندیسی از آب و گلند


در دست قلم دارزم

از قلب بیان دارم

از نزدیک نمی بینم

از دور سلام دارم


گر دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت

به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم


اصول قبل از خواب کودکان : جیش بوس لالا

نوجوانان : جیش بوس مالش لالا

بزگسالان : بوس لیس روش توش دوش جیش لالا

پیران : سرفه گوز لالا


اطلائیه شیطان :

تا می توانید گناه کنید ، گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست


ما غم زده شهر خرابیم

گر می نخوریم خانه خرابیم

ما ز کسی کینه نداریم

یک شهر پر از دشمن و یک دوست مثل تو داریم


در سه حالت حرف کسی رو باور نکن :

بالای منبر ، پای منقل ، توی بغل


ای گرامی ای دوست، باد بال کبوترها را شکست

نفس عشق برید یاد تو اما

همچنان زنده می دارد مرا


ما را به جای ذغال قلیونت قبول کن تا به احترامت خاکستر شیم.


قانون معرفت می گه باهام باشی باهاتم

مریض بشی مریض میشم

بمیری میمیرم

تنهام بذاری منتظرت می مونم


قد گل قد خدا ، قد تموم عاشقا ، قد شب قد دعا ، قد دلای با صفا ، قدمن قد خودت ، قد تموم لحظه ها ، دوست دارم بی ادعا


گر مرا سوزی و خاکستر به دریاها دهی

در خروش موج ها گویم که دریای من توئی


ما فقیران قلبمان بی کینه است

دوستی با هرک ه کردیم جای او در سینه است


لابلای سکوت همین روزهای خسته و سرد

شاید هم کنار پرچین دلواپسی ها حتی

همیشه فرصتی برای شادیها هست


همه نیلوفران را فرش راهت می کنم

جهانی را فدای یک نگاهت می کنم


بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشم

مستم اگر ساکن می خانه نباشم

دوست آن نیست که هر لحظه کنارش باشی

دوست آن است که هر لحظه بیادش باشی


برق می ره ترکه قابلمه می بره در خونه لره می گه برق دارین؟

لره می گه همین کار ها رو می کنین که می گن خرین ! لااقل یه ظرف پلاستیکی می آوردی برق نگیردت.


با به خاطر آوردن نام گل ها عطر آن ها را حس می کنیم و با یاد دوستان خوبی آنها را


فکر کردی اس ام اس فرستادم کارم پیشت لنگه

یا دستم زیر سنگه

نه، فقط دلم واست تنگه


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند ، عشق بورز به آنها که دلت را شکستند ، رها کن بر آنان که نفرینت کردند ، بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست ، و بدان که دنیا از آن ماست.


عشق عشق لاتی

آب جو با عرق قاطی

شش ماه زندان بی ملاقاتی

ما نمی گیم لاتیم

ولی خدائیش خاطر خواتیم


ها قنم چیست ؟

 مکانی بسیار امن که کردها هنگام عصبانیت اشیاء خود را در آن مخفی می کنند


آنان که ز ما دور ولی در دل و جانند

بسیار گرامی تر از آنند که دانند


همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست

گاه فرصتی است برای دلتنگ شدن


روی آن شیشه تب دار تو را ها کردم

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم


یک موی تو را به هیچ دوست ندهم

دل جای تو شد به دوست دیگر ندهم

چون مستی من ز توست ای باور من

در راه تو نامردم اگر سر ندهم


ماه به من گفت چرا دوستت پیامی به تو نمی دهد؟

پس فراموشش کن ، به ماه نگاه کردم و گفتم مگر آسمان ترکت کرده زمانی که نمی درخشی


دوست دارم فقط عشق را در وجودت که کیمیا خواهد بود پیدا کنم و امیدوارم که تو ناامیدم نکنی


یا رب به دل دوست ما غم نکنی

با تیر قضا قامت ما خم نکنی

ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند

یک مو ز تن عزیز ما کم نکنی


صد رگ دارم و هزار تا رفیق ، ولی تو شاهرگی و تک رفیق


سه چیز فلب منه : عشق پول و خوشبختی

نترس تو رو یادم نرفته ، تو ضربان قلبمی


زدم فریاد خدایا این چه رسمیست

رفیقان را جدا کردن روا نیست

رفیقان قب انسانند خدایا

بدون قلب چگونه می توان زیست


خاک پای دوست شدن در نزد ما یک آرزوست

گر دوست قابل بداند جان من تقدیم اوست


پشت ویترین زندگی ، به عروسکی نگاه نکن که نمی تونی بخریش

چون فقط وسوسه ت می کنه که اون چه رو که داری به خاطرش از دست بدی


یا رب از دل های ما سوز محبت را مگیر

این تجمع ، این توسل ، این ارادت را مگیر


طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعر می گویم برایت در قفس غمگسن و خسته

چه تنها و غریبم بی تو در دنیای هستی

ساحلم شو بی تو غرق گشتم در دریای هستی


من مست غم عشقم

با خنده خمارم کن

صیاد اگر هستی

با بوسه شکارم کن


تو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

از این که من دوست دارم حتی یه لحظه شک نکن


اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان

ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند.


سلامتی رفیقایی که از پل نامردی رد نمی شن  ولی تو دریای مردونگی غرق می شن


وفای بی وفایان کرده پیرم

برم یار وفاداری بگیرم

اگر یار وفاداری نباشد

سر قبر وفاداری بمیرم


دلبرا در مذهب ما بی وفایی کار نیست

شمع تا عاشق نباشد تا سحر بیدار نیست


روزگار استاد فراموشی هاست

امیدوارم شاگرد روزگار نباشی


آسمان می بارد، گل می میرد

تو نه گل باش و نه آسمان

زمین باش تا گل برای تو بمیرد و آسمان برای تو ببارد


سرزمین حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم حتی در سرزمین های دور


رخ زیبای تو را خال کنم روی تنم

تا که محفوظ بماند یاد تو در کفنم


ایو چیست ؟

 کلمه ای بسیار شادی آور و دیوانه کننده که در مراسمات شادی از طرف گروه رقاص عنوان می شود و بسیار مسرت بخش می باشد و نشان از مستی شخص دارد


خیلی دوست دارم ببینمت ولی حیف که بلیط سرزمین فرشته ها خیلی گرونه


باز هم به مرام آهن ، یه مدت که سراغش رو نگیری خودش زنگ می زنه


عاشقان را عشق فرمان می دهد لوتیان را معرفت

پس سلام ای عاشق لوتی صفت


این گونه باش شاد اما دلسوز ، ساده اما زیبا ، مصمم اما بی خیال ، متواضع اما سربلند ، مهرابن اما جدی ، سبز اما بی ریا ، عاشق اما عاقل


من که دلتنگ تو ام در دل تنگم گله هاست

آری بی تاب شدن عادت بی  حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من  و تو فاصله هاست


سلام به سلامتی باغچه که خاکش منم و گلش تویی و خارش هر چی نامرده


 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

طنز چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 10:54

پس از آن كه محمود احمدی نژاد جنایات كهریزك و كوی دانشگاه را كار جریان برانداز خواند، رجانیوز بازداشت عجیب عاطفه امام، دختر جواد امام را تلویحا كار جریان برانداز خواند!

1- آیا براندازها اسلحه دست می گیرند و ترور می کنند؟!

2- آیا براندازها انقلاب مخملی می کنند؟!

3- آیا براندازها در کهریزک جنایت می کنند؟!

4- آیا براندازها بازداشت می کنند؟!

5- لطفا یکی برای ما معنی کلمه ی "برانداز" را مجددا توضیح دهد! ما که حسابی قاطی کردیم!!

***
احمدی‌نژاد: باقری‌لنکرانی مثل هلو است، آدم می‌خواهد ایشان را بخورد.

1- آیا هر کسی مثل هلو بود باید او را خورد؟!

2- آیا آقای لنکرانی تا به امروز شانس آورده اند که خورده نشده اند؟!

***

هاوج 22 ساله، مدل لباس،که در مسابقه زیباترین زن انگلیس مقام دوم را کسب کرده است، مدتی در عراق خدمت کرده و نشان شجاعت دریافت کرده است، او می گوید:"زندگی در ارتش را دوست دارم و اگر بودنم موجب ترغیب زنان به حضور در ارتش انگلیس شود همچنان به این کار ادامه خواهم داد."

1- آیا حضور هاوج در ارتش موجب ترغیب زنان به حضور در ارتش انگلیس می شود و یا موجب ترغیب مردان؟!

2- خانم هاوج در ارتش چه کار می کند؟! ظرف می شورد؟! لباس می شورد؟! با عراقی ها جنگ می کند؟! از بیماران و مصدومان پرستاری می کند؟! آنجا هم مد لباس است؟! و یا کارهای دیگری دارند؟!

3- آیا جدیدا هلوها غیر از وزیر شدن توانایی آن را دارند که به ارتش هم بروند؟!

***
همسر جرج بوش: بوش از يادآوري خاطرات خود شرمنده است.

1- آیا بوش هم بعــــــــله؟!

2- آیا مونیکا لوینسکی؟!

3- آیا هلو برو تو گلو؟!

***
وزير بهداشت: اگر زني به پزشک مراجعه کند بايد در بسته باشد.

1- آیا پنجره ها هم باید بسته باشند؟!

2- پرده ها چطور؟! باید کشیده شوند؟!

3- اگر دکتر مرد بود چی؟! باز هم درها رو باید بست؟!

4-  آیا تا قبل از دستور شفاهی خانم وزیر پزشک ها اگر زنی مراجعه می کرد درها را باز نگه می داشتند؟!

5- آیا با این جمله تمام مشکلات حوزه ی بهداشت حل شد؟!!

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

چگونه جذاب باشیم چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 10:44

همه میدانیم که جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. در این پست در مورد راههای کسب جذابیت شخصیتی می نویسم:

۱ – وضع ظاهری آراسته و مرتبی داشته باشیم

مرتب و تمیز باشیم، هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو باعث جذب است. اما آراستگی ظاهری فقط پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.

۲ – سکوت را تمرین کنیم

بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطارف خود ایجاد خلاء می نماییم و این باعث جذب است.

ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است.

 

۳ – نرم و ملایم صحبت کنیم

این هم، مانند مورد قبلی باعث ایجاد خلاء پیرامون می شود و باعث جذب شدن است. جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.

۴ – فرد محترمی باشیم

به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد.باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.

۵ – از شوخی زیاد بپرهیزیم، اما خنده رو باشیم

شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.

۶ – قاطعیت = جذابیت

سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت “نه” گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.

۷ – مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم

افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند.

کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچ جذابیتی ندارند.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

کفر سه شنبه بیستم بهمن 1388 0:10

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.


خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

افزایش سرعت کامپیوتر جمعه شانزدهم بهمن 1388 22:51

به طور كلي علل كاهش سرعت كامپيوتر را مي توان به دو دسته سخت افزاري و نرم افزاري تقسيم كرد. در ادامه 4 دليل عمده در اين زمينه را معرفي مي كنيم:

 1– گرماي محيط

اين دليل بيش از آنكه تصورش را بكنيد، بر عملكرد سيستم تاثير مي گذارد. به همين خاطر است كه چند فن خنك كننده داخل كيس دستگاه كار مي گذارند.

گرماي بيش از اندازه باعث ايجاد تغيير در اطلاعات كه به صورت جريان و ولتاژ درون يا بين بخش ها و ابزارهاي گوناگون كامپيوتر (مانند پردازنده، حافظه اصلي و جانبي يا كابل شبكه) مبادله مي گردند، مي شود و نقص اطلاعات اگر در حد تحمل پذيري سيستم1 باشد، با انجام يك پردازش به نسبت ساده يا ارسال مجدد داده ها2 كه البته هر دو فرايندي زمانبر هستند، كار دنبال مي شود؛ وگرنه كه ممكن است روند به خطاي ناشناخته يا ايست كامل دستگاه بينجامد.

البته لازم به گفتن است كه در كامپيوترهاي متداول امروزي، نصب 3 يا 4 عدد فن خنك كننده (يكي داخل منبع تغذيه، يكي روي ريزپردازنده و ديگري داخل كيس و در صورت نياز يكي هم روي پردازنده كارت گرافيكي) در حالت عادي كافي است و افزودن فن هاي بيشتر، نه تنها كمكي نمي كند، بلكه باعث مصرف انرژي بيشتر و افزايش دماي محيط مي شود.

2– ميدان مغناتيسي

ميدان مغناتيسي هم مانند گرما بر عملكرد دستگاه تاثير مي گذارد. بيشترين موارد ايجاد ميدان مغناتيسي اطراف كامپيوتر مربوط است به عبور كابل برق فشار قوي و تاثير نمايشگر كامپيوترهاي مجاور (به ويژه نمايشگرهاي CRT .) حتي نمايشگر خودتان را هم زياد به كيس دستگاه نچسبانيد.

در ضمن براي كساني كه دوست دارند يك جفت بلندگوي قوي دو طرف نمايشگرشان بگذارند، بگوييم كه ميدان مغناتيسي باندها بر كار نمايشگر تاثير منفي مي گذارد و در دراز مدت آن را خراب مي كند.

3– نصب انبوه نرم افزارها

بسياري از كاربران، به ويژه در كشور ما كه قانون حقوق پديدآورنده (كپي رايت) رعايت نمي شود، برخي به نصب هر نرم افزار به دردبخور يا نخور، اما مفتي كه به دستشان مي رسد، عادت كرده اند. افزايش تعداد نرم افزارهاي نصب شده بر دستگاه از چند جهت باعث كاهش سرعت آن مي شود: اول اين كه در هنگام بوت شدن سيستم عامل ويندوز (كه به علت مفت بودن در كشور ما رايج است،) بخش رجيستري اصالت نرم افزارهاي نصب شده را مي سنجد (البته به خيال خام خودش!) و اين يكي از مهم ترين دلايل كندي بالا آمدن ويندوز نسبت به سيستم عامل هاي ديگر، به ويژه خانواده سيستم هاي منبع باز3 مانند لينوكس است. همچنين بسياري از اين نرم افزارها بخشي از خود را مقيم در حافظه4 مي كنند تا همواره در دسترس باشند. يعني اين كه بخشي از فضاي پرارزش رم را مصرف مي كنند و اين امر موجب كاهش سرعت خواهد شد. گذشته از اين موارد، هر نرم افزار فضاي ديسك سخت را هم اشغال مي كند و اگر فضاي خالي روي ديسك سخت خيلي كم باشد، باز ها باعث افت سرعت كار خواهد شد.

4– گرد و خاك

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

دندان سفید داشته باشیم جمعه شانزدهم بهمن 1388 22:43

هر روز با خوردن مواد غذایی و حتی نوشیدنی هایی مانند : چای و یا قهوه باعث می شوید که دندان هایتان حالت زردی را به خود گرقته و از حالت شقاقی که شما تمایل دارید خارج شود حال باید چه کاری انجام داد؟

1- کربنات سود ماده ای است که باعث سفیدی دندان های شما می شود،می توانید از این ماده شیمیایی به روی دندانهایتان استعمال کنید.این ماده را بر روی مسواک خود بزنید و به دندان هایتان بمالید البته باید دقت داشته باشید که مبادا این ماده ی را قورت دهید و در حین اینکه دندان های تان را با این ماده می شوید دهانتان را از آب پر کنید تا مبادا غلظت زیاد این ماده باعث از بین رفتن مینای دندانتان نشود. 

2-  بعضی از مواد غذایی مانند سیب و هویج باعث سفیدی دندان هایتان می شود زیرا این دو میوه دارای موادی هستند که باعث می شود رسوبی که بر روی دندان های شما قرار دارد از بین برود، و جرم روی دندان هایتان را نیز پاک می کند.

3-  مواد غذایی و نوشیدنی هایی مانند:
چای،قهوه برخی میوه هایی که دارای رنگ قرمز هستند مانند:گیلاس،تمشک و ... حالت لکه دار کردن و رسوب دندان هایتان را افزایش می دهد پس برای اینکه این لکه های و جرم های قهوه ای و زرد رنگ بر روی دندان های تان نماند،مدتی بعد از اینکه این مواد غذایی را میل نمودید بهتر است از مسواک استفاده کنید. 

4- اگر شما فردی سیگاری هستید این لکه های هر چه سریعتر و هر چه بیشتر بر روی دندان های تان ظاهر می شود زیرا سیگار به دلیل نیکوتین بالایی  که دارد،رسوبات بسیاری را بر روی دندان های تان به جای می گذارد. و راه حلی که برای این موضوع پیشنهاد می کنیم بدین ترتیب است که شما می توانید هر جند وقت یک بار به دندانپزشک مراجعه کنید و او دندان های شما را جرم گیری کند تا این لکه های کاملا محو شوند.

5-  برای اینکه همیشه دندان هایتان براق بماند توصیه می کنیم که سه بار در روز مسواک بزنید و مدت زمانی که برای هر بار مسواک زدن توصیه می شود سه دقیقه است نه بیشتر که به مینای دندان آسیب برساند و نه کمتر از این مدت زمان که باعث شود دندانهای شما را به خوبی تمیز نکند.

  واقعیت این است که دندان هیچ کس به طور کامل سفید نیست، و دندان کاملا سفید به هیچ وجه طبیعی به نظر نمی رسد. دندان های افراد به طور طبیعی و بدون آنکه دچار تغییر رنگ های محیطی شده باشند، ممکن است با سایه ها و ته رنگ های گوناگونی از زرد ، قهوه ای، خاکستری و قرمز تغییر کند. به عبارتی رنگ دندان ها ممکن است ترکیبی از سفید و ته رنگ های ذکر شده باشد.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

(نظریه Transactional Analysis) جمعه شانزدهم بهمن 1388 22:41


شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر با نظریه تحیلی عاملی”اریک برن” آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم. ارک برن می گوید رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد. وی اجزاء شخصیت انسان را به ۳ بخش تقسیم می کند....

۱ – حالت من کودک child ego stage
۲ – حالت من والــد parent ego stage
۳ – حالت من بالــغ ego stage adult
۱ – حالت من کودک child ego stage

 ۱ – حالت من کودک
کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و با تامین بودن ، می خندد…. و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.
این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.

سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:
۱ – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.
۲ – آینده را نمی بیند.
۳ – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.

احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.
تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و… ندارد….

 


۲– حالت من والد
در سالهای اولیه کودکی ( مخصوصا ۵ سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده یا یاد داده می شود.
این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.
همانطور که بعدا خواهیم گفت . ۳ بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.
شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .
و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.
این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.
اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.
( فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.)

۳ – حالت من بالغ
به ادامه مطالب بروید.....


راهنمای خرید کفش

با رعایت چند نکته کلیدی هنگام انتخاب کفش سلامتی پاهای خود را تضمین کنید:

1-کفشی بخرید که با فرم طبیعی پاهای شما مطابقت داشته باشد.

2-پاها بطور طبیعی در ساعات انتهایی روز اندکی ورم میکنند به همین خاطر بهترین زمان برای اندازه کردن کفش عصر و پس از غروب آفتاب است.

3- سایز درج شده بروی کفش را ملاک قرار ندهید چراکه قابل اطمینان نیستند.

4-خرید کفش تنگ به امید اینکه پس از مدتی جا باز خواهد کرد یک اشتباه محض است. هیچگاه یک کفش تنگ را خریداری نکنید.

5- کف کفش میبایست محکم و قابل انعطاف باشد و سطح آجداری نیز داشته باشد. خود کفش نیز باید سبک باشد.

6- از به پا کردن کفشهای پاشنه بلند به مدت طولانی خودداری کنید. کفشهای پاشنه بلند لغزیدن و بزمین خوردن، درد کمر و پا و تغییر در فرم پا را بدنبال دارند. سعی کنید پاشنه کفشتان از 4 سانتی متر بلند تر نباشد. همچنین پاشنه های عریض تر نسبت به پاشنه های نوک تیز و باریک مناسبتر میباشند.

7-هنگام امتحان کفش توجه داشته باشید که پاشنه پاهای شما نباید درون کفش بلغزد.

9- سایز پاهای شما با افزایش سن، تغییر وزن و یا در دوران بارداری تغییر میکند. بنابراین هنگام خرید کفش نو به سایز پاهای پیشین خود اتکا نکنید.

10-در اغلب افراد سایز یکی از پاهایشان با پای دیگر متفاوت میباشد. بنابراین در انتخاب کفش پای بزرگتر را ملاک انتخاب قرار دهید.


نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

پروانه و ستاره (داستان كوتاه ) چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:17

 

پروانه و ستاره

دل پروانه جوان و حساسی به گرو ستاره ای رفت. این مطلب را با مادرش در میان گذاشت. او اندرزش داد كه از ستاره چشم بپوشد و در عوض دل به چراغ روی پل دهد. مادر گفت: دور ستاره نمی توان گشت ولی پی هر چراغ می توان. و پدرش نیزگفت: این راهی که مادرت نشانت داد عاقبت دارد، در حالی كه از دنبال ستاره افتادن به هیچ جانخواهی رسید. اما پروانه اندرزهای هیچ یك از والدین را به گوش نگرفت. در آغاز هر شب، كه ستاره سر از میان تاریك و روشن بیرون می كشید، او به سویش پرواز می كرد و به هنگام سحر، خسته از كوشش های بیهوده، خود را به خانه می رساند.

روزی پدرش به او گفت:پسر، همان است كه پر و بالی به آتش نسوزانده ای و به نظر می آید كه هرگز هم اینكار را نخواهی كرد. تمام برادر هایت از گشتن به دور چراغ های خیابانی به شدت سوخته اند و خواهر هایت از پرواز به دور چراغ های منزل به سختی برشته شده اند. تكانی به خودت بده، برو و خودت را بسوزان! شرم دار كه پروانه ای چون تو هیچ اثری بر رویش نباشد ! پروانه خانه پدر را ترك گفت، اما به دور چراغ های خیابان نگشت، مدام تلاش می كرد به ستاره اش دست یابد. البته پروانه فكر می كرد كه ستاره میان شاخه های درخت نارون گرفتارشده و گمان می کرد روزی دستان ستاره را لمس خواهد کرد؛غافل از این که او با ستاره 14 سال نوری فاصله دارد.او بارها و بارها رفت و به جایی نرسید تا هنگامی که به پیری رسید در عالم خیال باور كرد كه واقعا به ستاره دست یافته است. این داستان را در همه جا نقل می كرد و این مطلب لذت جاودان و عمیقی به او می داد و عمر طولانی كرد. این در حالی بود که خانواده اش سالها بود که خاکستر شده بودند.
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

داستان قصاب و سگ باهوش چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:16
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود" لطفا 12 سوسیس و یه ران گوشت بدین" . 24 دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت . قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند . اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد..قصاب هم به دنبالش. سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم. مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.


اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

داستان کوتاه 3 چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:15

یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند

یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه

جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم

!منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من

من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و

!غمی از دنیا نداشته باشم

پوووف! منشی ناپدید میشه

! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من

من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم

پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه

بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه

!!!مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن

!نتیجه اخلاقی: همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

داستان کوتاه 2 چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:14

چهار تا دوست كه خیلی سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن
بعد از مدتی یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد
دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد
سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده
اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس كرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش !خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای 1000 متری بهش هدیه داد

هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و !پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟
سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت !كردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار !میكنه
!!!سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی
دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره
اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه !!!مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای 1000 متری هدیه گرفت
نتیجه اخلاقی:

 هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

داستان کوتاه چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:13
مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

شغل دوم چهره‌های مشهور ایران چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 10:11
1- محمدرضا گلزار --- کلوب زیبایی

2- بهرام رادان --- کافی شاپ

3- پرویز پرستویی --- کارمند دادگستری (قبلاً)

4- پژمان بازغی --- فروش اقساطی خودرو

5- رضا صادقی --- کافی شاپ

6- علی لهراسبی --- تبلیغات

7- تهمینه میلانی --- معماری داخلی

8- قاسم افشار --- آهن فروشی

9- رضاکیانیان --- مجسمه سازی

10-حسین زمان --- استاد دانشگاه

11- یوسف تیموری --- فروشگاه لوستر

12- مهتاب کرامتی --- مزون لباس

13- محمد سلوکی --- پیک موتوری و نمایندگی پارس

14- نیما مسیحا --- کارخانه تولید واکس

15-فتحعلی اویسی --- کارمند شبکه اول سیما (قبلاً)

16- لیلا حاتمی --- کافی شاپ

17- محمود شهریاری --- فروش اشیاء عتیقه (قبلاً)

18- بهنوش بختیاری --- منشی صحنه

19- ساعد هدایتی --- کارمند بیمارستان

20- رضا رشیدپور --- محاسبات ساختمانی

21- امین تارخ --- آموزشگاه بازیگری

22- سید محمد حسینی --- معاملات املاک در امارات

23- بهرام شفیعی --- ساخت و ساز

24- مریلا زارعی --- تجارت

25- سیدجواد یحیوی--- کشت گندم

26- علیرضا دبیر --- فروشگاه شکلات

27- رامبد جوان --- تبلیغات

28- مانی رهنما ---- تدریس آواز و مربی دوچرخه سواری

29- مریم کاویانی --- پرستار

30- نیکی کریمی --- مترجم

31- شبنم قلی‌خانی --- مدرس دانشگاه

32- مرتضی حیدری --- سهامدار بانک

33-هرمز شجاعی مهر – سردبیر خانواده سبز

34- سیدمحمدرضا حسینیان --- سردبیر زندگی ایده‌آل

35- لاله صبوری --- مدیر رستوران (قبلاً)

36- حمید غلامعلی --- کارمند بانک

37- رضا عطاران --- آتلیه عکاسی

38- مجید اخشابی --- استودیوی تولید موسیقی

39- مهرداد میناوند --- معاملات املاک در امارات

40- بهاره رهنما --- نویسنده

41- حسین رفیعی --- آتلیه نقاشی

42- محمد نصرتی --- فروشگاه لوازم صوتی و تصویری

43- پوریا پورسرخ --- طراحی فضای سبز

44- شاهین آرین --- تالار پذیرایی

45- سپند و کمند امیرسلیمانی --- آتلیه عکاسی

46- حسن جوهرچی--- تبلیغات

47- علی دهکردی --- دفتر فیلمسازی

48- حمید استیلی --- بوتیک

49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحی داخلی

50- امیر تاجیک --- مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)

51- سید جواد هاشمی --- معلم

52- مریم امیرجلالی --- حسابدار

53- کریم باقری --- نمایشگاه اتومبیل

54- علی مصفا --- کافی‌شاپ

55- مرجان شیرمحمدی --- نویسنده

56- مسعود کیمیایی --- مدرسه فیلمسازی

57- حمید خندان --- کافی شاپ

58- داریوش مهرجویی --- مترجم

59- علیرضا افتخاری --- ساخت و ساز

60- اندیشه فولادوند --- تجارت

61- خشایار اعتمادی --- ساخت و ساز

62- نگار جواهریان --- روزنامه‌نگار

63- لاله اسکندری --- صنایع دستی

64- افشین یداللهی --- روانپزشک

65- گلاب آدینه --- کلاس بازیگری

66- محمد اصفهانی --- ساخت و ساز
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اس ام اس یکشنبه چهارم بهمن 1388 10:52

اس ام اس و جوک

 

زن مثل ويروس مي‌مونه، وقتي وارد زندگيت بشه، جيبت رو اسكن مي‌كنه، لبخند رو ديليت مي‌كنه، مخت رو اديت مي‌كنه،

برنامه‌هات رو دانلود مي‌كنه، آخرش هم هنگ مي‌كني!

 

 

 

 

زندگي بدون عشق مساوي است با: جمعه بدون يانگوم!

 

شترها بر 5 دسته اند :

 

1- اونايي که در خواب پنبه دانه ميبينند

 

2-اونايي که با بارشون گم ميشن

 

3- اونايي که در خونه هاي مردم ميخوابن

 

4-اونايي که دولا دولا سواري ميدن

 

و اونايي که الان دارن اس ام اس مي خونن

 

 

هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم

 

 

 

 

مرد به كرات عشق ميورزد، اما كم. زن به ندرت، اما بسيار.

 

 

 

يک سنگ کافيست براي شکستن يک شيشه.

يک حرف بکافيست براي شکستن يک دل.

يک ثانيه کافيست براي عاشق شدن ويک دوست مثل تو کافيست براي همه عمرم.

 

 

 

پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست .....

هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي

هنر کردي

 

هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد زيرا در آب سه تا جن هست .

دوتا هيدروجن يکي اوکسي جن

 

 

 

عزيزم بدون که در برگه ي قلبم تو تنها قورباغه اي

 

و در کوير زندگيم تنها شتر

 

 

 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد

پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

 

 

 

دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان صبر کنم

 

اي پيتزاي عشقم!

همبرگر قلبم!

کباب زندگيم

و اسپاگتي افکارم!

بي تو فلافلم

 

 

دوست دختر يارو بهش ميگه:

اگه توجه کني ميبيني که نگاهم باهات حرف ميزنه.

يارو ميگه: پس اينقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل ميشه

 

 

الهي من دورت بگردم ..ولي آخه با کدوم بنزين؟

 

 

 

تو براي من يه فرشته بودي اما هيچ وقت منو دوست نداشتي و هميشه با رقيب هاي من پرواز کردي .

خدا را شکر تازه فهميدم تو عزرائيلي.

 

 

 

چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!!

آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!!

چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!!

لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!!

چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟پيش او!!!!

قلبت کجاست؟او برده!!!!

پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!!

چرا؟چون باز هم او را مي پرستم

 

 

 

دلم همچون آسمان، پر از ابرهاي باراني است، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض چشمانم بشکند....

 

 

 

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت.....

 

 

 

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟

تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟

ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

 

 

به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمي مرا دارند به اسمان گفتم پاكيت را به من بده گفت چشمانش پاكي مرا دارند از دريا بزرگي و ارامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه اقيانوس است و ارامشت

 

نيز.در مقابل دستان گرمت پاكي نگاهت و بزرگي و ارامش قلبت چيزي ندارم به تو تقديم كنن جز قلبي كه به عشق تو مي تپد.

 

 

 

پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي

 

 

 

گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم!

 

 

 

اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو، همه چيز را فراموش مي کردم.

 

 

 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است..

 

 

 

در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايس

 

 

موفقيت: يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.!!!!!!!

 

 

يه روز يه يارو ميره خونه رفيقش .وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. يارو ميگه: باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه که بره رفيقش ميگه: آخه با معده پر کجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. يارو ميگه: باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه که بره رفيقش ميگه: بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه: باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. يارو ميگه: باشه. شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه: اين موقع شب کجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. يارو ميگه: باشه. ميخوابد صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه: صبحانه چي؟ يارو ميگه: نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرند.

 

 

به ترکه ميگن اگه يه دختر بهت راه بده چکار مي کني؟ ميگه ازش سبقت مي گيرم!!!

 

 

يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

 

 

تركه در و پنجره ساز بوده ميره خواستگاري ازش مي پرسن اقا داماد چي كارس ميزاره ميگه كلاس ميزاره ميگه ويندوزنصب ميکنم

 

 

ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ ناراحت ميشن گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه

 

به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو

 

 

به رشتيه ميگن توو خونه ت مرد سالاريه يا زن سالاري؟

ميگه: هيچکدوم .... مردمسالاريه

 

 

جيرجيرک به خرس گفت:دوستت دارم

خرس گفت:الان وقت خواب زمستانيه منه،6 ماه ديگه بيا تا در موردش با هم حرف بزنيم.

وقتي خرس از خواب بيدار شد جيرجيرک رو نديد!! خرس نميدونست جيرجيرک فقط 3 روز زندگي ميکنه!

 

 

(اس ام اس نصفه شبي)

شرکت ال جي شما را به ديدن ادامه خواب دعوت ميکند

 

 

ترکه رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه : اگه مردين يه فاز يه فاز بياين جلو

 

 

جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد، آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد

 

 

ديشب اومده بودي در خونمون لباس صورتي خيلي بهت مي اومد هر چي اسرار کردم نيومدي بالا فقط با اخم گفتي کار دارم آشغالارو زود بيار

 

 

برو پايين

.

.

.

.

.

.

.

.

بازم پايين تر

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حالا که تا پايين ميري

آشغالاي ما را هم بذار دم در

 

 

سه تا ايراني و سه تا آمريكايي توي ايستگاه منتظر حركت قطار بودن. آمريكايي ها 3 تا بليط داشتند (نفري يكي!) ولي ايراني ها فقط يك بليط! آمريكايي ها از ايراني ها مي پرسن: شما چه طوري مي خواهيد سه نفري با يه بليط سوار قطار بشيد؟ ايراني ها مي گن: نگاه كنيد تا ياد بگيريد.

وقتي سوار قطار مي شن ايراني ها هر سه تاشون مي رن توي يه دستشويي و در رو مي بندند. آمريكايي ها هم كه ايراني ها رو تحت نظر داشتند مي بينن مسؤول قطار اومد بليط ها رو جمع كنه. مسؤول بليط ها در دستشويي رو ميزنه و مي گه : بليط لطفا! يكي از ايراني ها لاي در دستشويي رو باز مي كنه و بليط رو مي ده. (آقاي مسؤول فكر مي كرده يه نفر تو دستشوييه ديگه!)

آمريكايي ها با ديدن اين ماجرا كلي حال مي كنن و تصميم مي گيرن تو راه برگشت همين كارو بكنن. در راه برگشت دوباره اين 3 تا آمريكايي كه با اون ايراني ها همسفر بودن توي ايستگاه همديگه رو مي بيينن. آمريكايي ها سه نفرشون فقط يك بليط گرفته بودن ولي مي بينن كه ايراني ها اصلا بليط ندارن! ازشون مي پرسن شما چطور بدون بليط مسافرت مي كنيد؟ ايراني ها ميگن: نگاه كنيد تا ياد بگيريد.

خلاصه مردم سوار قطار ميشن و آمريكاييها كه حالا روش كار ايرانيها رو ياد گرفته بودن هر سه نفرشون ميرن توي يه دستشويي و درو ميبندن. ايراني ها هم مي رن توي يه دستشويي ديگه و در رو مي بندن.

چند دقيقه بعد يكي از ايراني ها از دستشويي مياد بيرون ميره در دستشويي آمريكايي ها رو مي زنه و مي گه: بليط لطفا!!!!

 

 

 

نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

 

 

 

خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري ! پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام !

 

 

 

عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد

 

 

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي

 

 

من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم . چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو

 

 

غضنفر با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي؟ غضنفر ميگه داشتم اتو مي كردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده؟ غضنفر ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد!

 

 

وقتي که بچه بودم هر شب دعا ميکردم که خدا يک دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم که اينطوري فايده ندارد. پس يک دوچرخه دزديدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد!

 

 

سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک و جيش کردن است

و ارزش قانوني ديگه اي نداره . شب بخير

 

 

رشتي يه اسم بچه شو مي زاره رستم و ميترسه صداش کنه

 

 

ترکه ميره سر زده خونه اش ميبينه که چند تا کفش مردونه دم در خونه پارک شده . در خونه را باز مي کنه و مي گه: ببخشين ...جوک رو اشتباهي اومدم!!!

 

 

يه روز يه تركه سوار تاكسي ميشه اما در تاكسي رو باز مي گذاره بهش مي گن چرا در را باز گذاشتي؟؟؟؟ مي گه ا ميخواهي در بست حساب كني؟؟؟؟؟

 

 

 

مي دوني ضدحال چيه!!؟ تولدت 30 اسفند باشه!! هرچهار سال يه بار!!

 

روز يه لره مي ميره .براي سوال جواب 62 تافرشته ميان با لاي سرش !! 2 تا شون نکير و منکر بودن 60 تاي ديگه سوال ها رو تفهيم مي کردن به لره !!!

 

 

 

يک روز يه فارسه ميره پيشه خدا ميگه : خدايا چيکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا ميگه: برو تو بيابون شنا کن.... ميره تو بيابون شنا ميکنه 1دفعه ميبينه 1ترکه با قايق موتوري مياد کمکش!

 

 

 

به لره ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون.

 

 

 

ترکه ميخواسته هواپيما دزدي کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.ترکه ميگه خب برو دبي.يارو ميگه نميرم.ترکه ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد ترکه بابا حد اقل بده يه بوق

بزنيم!!!

 

 

 

انرژي هسته اي در سوالات درسي -------- جک و سرگرمي

 

کنکور هسته‌اي

 

نام درس: معارف اسلامي.

 

 

حق را تعريف کنيد.

الف. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي.

ب. رسيدن به تکنولوژي صلح اميز اتمي.

ج. پاک کردن نام اسراييل از نقشه‌ي دنيا.

د. افسانه خواندن هولوکاست.

 

نام درس: متون و دستور زبان فارسي.

 

 

?. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي حق مسلم ما ــــــــــ .

الف. است.

ب. مي‌باشد.

ج. هست.

د. گزينه‌ي آخر.

 

نام درس: جامعه شناسي.

 

 

?. برخورداري از انرژي صلح آميز هسته‌اي حق مسلم ما ـــــــــــ .

الف. بود و به آن رسيديم.

ب. بود و به آن رسيدند.

ج. هست و به آن خواهيم رسيد.

د. هست و به آن خواهند رسيد.

 

نام درس: فيزيک.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

جایگاه زن در دوره هخامنشیان یکشنبه چهارم بهمن 1388 10:50

جایگاه زن در دوره هخامنشیان

با سلام

بررسی بیش از300 لوح گلی درتخت جمشید نشان میدهد کارگران زن در دوره هخامنشیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند .

براساس این اسناد گروهی از کارگران مرد زیر نظر زنان و از نظر حقوق با یکدیگر برابر بوده‌اند و حتی در برخی موارد مانند بارداری حقوق بیشتری به زنان کارگر داده می شده است.

بهمنی(کارشناس اطلاع رسانی میراث فرهنگی استان فارس) با بیان اینکه بعد از زایمان هم به کارگران زن 12 سکه‌ طلاهدیه داده میشده ‌است افزود: در یکی از الواح نیز به دریافت دو برابری حقوق به یک زن در دوره هخامنشیان اشاره و پس از تحقیقات مشخص شده این زن دو قلو باردار بوده است.

مسئول محوطه میراث جهانی تخت جمشید هم با اشاره به جایگاه ‌ارزشمند زنان در دوره هخامنشیان گفت: در این دوره به حقوق زنان توجه بسیار می شده‌ است تا آنجا که در این دوران برای تزیین نمای خارجی کاخ تخت جمشید بیشتراز نقش گیاهان‌، مردان و حیوانات برای نشان دادن عظمت بنا استفاده میشده ‌است اما به علت احترامی که برای زنان قائل بودند از چهره زن برای تزیین بنا استفاده نمی کردند.

محمدی افزود: تنها نقشی که از زنان در بنای بیرونی تخت جمشید وجود دارد نقش یک زن بر وسط چرخ ارابه شاهی است که در واقع این نقش به معنای قرارگیری زن به عنوان محور چرخ زندگی است.

به گفته وی در مقایسه دوره هخامنشیان با دوره های هم عصر آن یعنی تمدن مصر و یونان اختلاف کاملا مشهودی وجود دارد و آن این است که ‌در معماریهای این دوره‌ها از نقش زنان به عنوان تزیینات خارجی استفاده میشده اما با توجه به اینکه در سلسله هخامنشیان زن از قداست بالایی برخوردار بوده از نقوش آنان استفاده ابزاری نمی‌ شده است.

 

 

زن در دوران هخامنشي

 

هنگام بررسي پوشش زنان عهد باستان به اظهار نظرهاي بسياري بر مي‌خوريم: «در ايران باستان غير از زنان وابسته به طبقهء اشراف، ساير زنان از قيد حجاب آزاد بودند.» از سخنان پلوتارك در باب استاتيرا، بانوي اردشير دوم چنين برمي‌آيد كه وي همواره به ميان مردم مي‌آمده و پرده‌هاي گردونه را بالا مي‌زده و جمال دلاراي خويش را به مردم نشان مي‌داده است و بينندگان (زنان) گروه‌گروه براي شكرگزاري از اين محبت در بوسيدن دست وي بر يكديگر سبقت مي‌گرفتند و همين رفتار محبوبيت بسيار براي وي در ميان مردم فراهم آورده بود و مردم ايران وي را بسيار عزيز مي‌داشتند.از اين دوره نقشي وجود دارد كه زنان بومي ‌عهد پارس- هخامنشي را سوار بر اسب نشان مي‌دهد. اين زنان كه از پهلو سوار بر اسب سوارند، پوششي مستطيل شكل بر روي همه لباس خود افكنده‌اند و در زير آن يك پيراهن دامن بلند تا مچ پا نمايان است. از ديگر نقوش باقي مانده از آن زمان به زنان بومي ‌برمي‌خوريم كه پوشش جالبي دارند. پيراهن آنان ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است. در پايين دامن از زانو به پايين شرابه‌هايي تا به مچ آويزان است.تصوير روي يك ظرف گلي (موجود در موزهء آرميتاژ) نشان مي‌دهد كه زنان پارسي از نوع لباس مردان نيز به تن مي‌كرده‌اند. شكل اين لباس‌ها از نظر دامن و بالاپوش چنان كه مي‌بينيم به نحوي است كه شانه و آستين آن چون شنل است، با هر هيكلي جور درمي‌آيد و دامن نيز در صورتي كه قد مرد و زني با هم اختلاف نداشته باشد مي‌تواند متناسب درآيد و بنابراين زمينه‌اي به دست مي‌آيد تا نظر را متوجه كند كه لباس زنان اين دوره ممكن است كه اختلافاتي با لباس مردانشان نداشته و يا لباس مردان با‌اندكي اختلاف مورد استفادهء زنان نيز قرار مي‌گرفته است.


زنان در جامعهء ايراني
نظام تربيتي جامعه با وجود تفريق مسووليت‌هاي هركدام از زن و مرد رعايت شوون تعليماتي هر جنس را ضروري مي‌شمارد و آموزش‌هاي عمومي‌را براي رشد فردي و فبول تكاليف اجتماعي و قبول نقش كه برعهدهء مرد يا زن متصور است در قالب‌هاي مقبول عرضه مي‌كند. با وجود برتري مشخص مرد در تصميم‌گيري‌هاي نهايي، مقام زن به عنوان عضو محترم يا ناموس خانواده تثبيت شده است. اين امر در دوره‌هاي تاريخي به مرور تخفيف پيدا مي‌كند و در عين حفظ حرمت‌هاي تاريخي زنان، اختيارات و اقتدارات آنان را در محدوده‌هاي حيات ساكن (شهر يا روستا) تنزل مي‌دهد. امكانات آموزش‌هاي هنري و مهارت‌هاي حرفه‌اي براي زن و مرد يكسان و حقوق آنان نيز برابر بوده است. دربارهء برابري حقوق شواهدي مخصوصا در زمينهء كارهاي هنري و ظريف داريم و برابري حقوق صدها زن ديگر با مردان نيز مسلم است كه دربارهء شغلشان چيزي نمي‌دانيم. ميزان حقوق فقط همين قدر روشن است كه به نوع كار و نه انجام دهنده، بستگي داشت. به اين ترتيب در امپراتوري بزرگ عصر داريوش بزرگ با تساوي حقوق زن و مرد سر و كار داريم. حقي كه هنوز در اروپاي قرن بيستم براي به دست آوردنش مبارزه مي‌شودالبته اين را هم بايد گفت كه زن‌ها علاوه بر كار بيرون، سر و سامان دادن به كارهاي روزمرهء خانواده را نيز به عهده داشتند. زن‌ها با به دنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار بيرون معاف مي‌شدند. در طول مرخصي زايمان حقوق دريافتي به حداقل مي‌رسيد كه البته با آن گذران زندگي ممكن بود. علاوه بر اين حداقل حقوق، اضافه حقوقي نيز دريافت مي‌كردند كه پاداش افزودن رعيتي به رعاياي شاه بود. در عين حال معلوم شده است كه شاه از نوزادان پسر بيش از نوزادان دختر خرسند مي‌شد، تا جايي كه لوحه‌ها حكايت مي‌كنند، اين تنها موردي است كه ميان زن و مرد فرقي ديده مي‌شود، چرا كه پسران نيروهاي جنگي شاه به شمار مي‌رفتند.در لوحه‌هاي گلي مي‌بينيم كه زن‌ها مي‌توانسته‌اند به پست‌هاي بالاتر نيز برسند. مثلا در كارگاه‌هاي شاهي همواره سرپرستي و مديريت با زنان است. در كارگاه‌هاي خياطي كه بيش‌تر در اشغال زنان است، گاه مردها زيردست زنان قرار مي‌گيرند و حقوق زنان سرپرست بيش از مردان است.همچنين در لوح‌ها به حرفه‌هايي برمي‌خوريم كه در آن‌ها زنان به كار گرفته نمي‌شده‌اند. در مديريت حوزه‌هاي ديواني و يا محاسبات و حسابرسي‌ها از كار زنان خبري نيست. چنين برمي‌آيد كه اگر كاري به منظور كنترل بخش‌هاي گوناگون اداري نياز به ترك محل و جابه‌جايي و سفر به دور و نزديك را داشت، براي انجام آن از زنان استفاده نمي‌شده است. زن‌ها در كارهاي ثابت استخدام مي‌شدند كه ناشي از ضرورت حضور زن در خانواده بود. گاه تفاوت‌هايي در قوانين حاكم بر مردم بين النهرين يا مصر و يا يهودي‌ها ديده مي‌شود كه تمايل ديوان اداري هخامنشيان را به رعايت سنت‌هاي مردمي‌از تيره‌هاي گوناگون، در حد امكان، نشان مي‌داد. با اين همه چنين به نظر مي‌رسد كه در همه جا زنان از حقوق يكساني برخوردار بوده‌اند. با اين كه وفور اسناد مثبت دربارهء وجود همساني حقوق زن و مرد موجب شده تا اين برابري از سوي همهء امور خانم پذيرفته شود، اما تمايل عمومي‌ بر اين بوده است كه تساوي را براي سرزمين اصلي هخامنشيان يعني پارس، معتبر بدانند. بررسي دقيق لوح‌هاي تخت جمشيد نشان مي‌دهد كه زن در زمان فرمانروايي داريوش بزرگ از چنان مقامي ‌برخوردار بود كه در ميان همهء خلق‌هاي جهان باستان نظير نداشت.

 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

راز و رمزهای تمیز کردن یک لپ تاپ پنجشنبه یکم بهمن 1388 18:36

در صورتی که شما نیز از نوتبوک یا لپ تاپ ستفاده میکنید مطمئنأ با تفاوت های اساسی لپ تاپ ها با کامپیوترهای شخصی برخورد داشته اید. لپ تاپ ها دستگاه های ظریفی هستند و نحوه تمیز کردن آنها از گرد و غبار و اجسام جانبی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چه بسا با تمیز کردن غیر اصولی لپ تاپ به آن ضرر نیز برسانید. در این ترفند قصد داریم نحوه صحیح تمیز کردن یک لپ تاپ را قدم به قدم توضیح دهیم.


ابتدا بدانید که بهترین روش آن است که پیش از هر کاری به دفترچه راهنمای كامپیوتر خود مراجعه كنید و ببینید در آنجا چه دستورالعملی برای تمیز كردن لپ‌تاپ شما داده شده است.

اغلب كارخانه‌های فروشنده لپ‌تاپ توصیه می‌كنند كه تمیز كردن كلی لپ‌تاپ یك بار در سال بیشتر انجام نشود. اما كسانی كه دایما در سفر هستند نیاز بیشتری به تمیز كردن كامپیوترشان پیدا می‌كنند.

نخستین نكته در هنگام تمیز كردن لپ‌تاپ این است كه از پارچه‌‌های زمخت و زبر و موادی كه دارای حلال‌های آمونیاكی هستند خودداری كنید.

انواع گردو خاك و كثافات مانند موی حیوانات و غیره ممكن است به درون كامپیوتر شما رفته باشد. خاك سیگار و تفاله‌های ریز از دیگر مواردی است كه درون لپ‌تاپ‌ها پیدا می‌شود!
اینها معمولا بر روی صفحه نمایشگر شما و یا درون پورت‌ها می‌نشینند و مشكلاتی را ایجاد می‌كنند.شما برای تمیز كردن لپ‌تاپ خود به وسایل زیر نیاز دارد: دمنده هوا، پارچه تنظیف پزشكی، محلول نظافت و در آخر یك تكه پارچه كتانی مانند یك تی‌شرت.

بخش بیرونی - برای تمیز كردن بخش بیرونی و بدنه لپ‌تاپ از یك تكه پارچه كتانی استفاده كنید كه می‌تواند بخشی از یك تی‌شرت كهنه و قدیمی باشد.
به هیچ عنوان از پارچه‌های راه‌ راه مخصوص نظافت و یا پارچه‌های ساینده برای این كار استفاده نكنید. از پارچه‌ها و دستمال‌های خشن مخصوص نظافت هم نباید استفاده كنید. یادتان باشد هیچ گاه اسپری تمیز كننده را مستقیم روی بدنه لپ‌تاپ نپاشید بلكه آن را روی پارچه ریخته و سپس به بدنه بكشید.

سوراخ‌های هواكش - شما می‌توانید از یك كمپرسور دمنده هوا بری تمیز كردن سوراخ‌های هواكش كامپیوتر خود استفاده كنید.
در هنگام دمیدن هوا به این سوراخ‌ها مراقب باشید با شدت زیاد اسپری نكنید زیرا این كار به پره‌های فن كامپیوتر ممكن است آسیب بزند.از پارچه پزشكی برای تمیز كردن لابه‌لای سوراخ‌ها و پروانه فن استفاده كنید.
هرگز كمپرسور هوا را مستقیم به سمت پروانه فن نگیرید چرا كه ممكن است باعث چرخ بیش از حد مجاز آن شود.

پورت‌ها - پس از آن كه سوراخ‌های هوا و فن تمیز شدند به سراغ پورت‌ها بروید. این پورت‌ مكان‌‌هایی هستند كه جرم زیادی را جمع‌آوری می‌كنند برای تمیز كردن آنها باید از پارچه پزشكی استفاده كنید.
دمنده هوای فشرده در اینجا نیز می‌تواند كمك فراوانی برای تمیز كردن پورت‌ها بكند. فقط مراقب باشید با فشار هوا جرم‌ها را به اعماق پورت‌ها نفرستید.

نمایشگر - اگر قصد تمیز كردن جرم‌های روی صفحه نمایشگر را دارید، حتما قبل از این كار لپ‌تاپ را خاموش كنید. باز هم از یك تكه پارچه كتان مانند یك تی‌شرت استفاده كنید و هرگز پارچه‌هایی كه خش ایجاد می‌كنند را به كار نبرید.
هرگز از دستمال توالت برای پاك‌كردن صفحه نمایشگر استفاده نكنید. هرگز از محلول‌های تمیز‌كننده كه پایه آمونیاكی دارند برای تمیز كردن صفحه نمایشگر استفاده نكنید.
در صورت استفاده از این محلول‌ها پایان كار صفحه نمایشگر فرا رسیده است. برای این كار حتما از محلول‌های تمیزكننده مانیتور استفاده كنید كه مطمئن‌تر است. همیشه محلول را بر روی پارچه اسپری كنید و از اسپری كردن مستقیم بر روی صفحه نمایشگر پرهیز كنید. جهت كشیدن پارچه بر روی صفحه نمایشگر از چپ به راست و از بالا به پایین است. شما همچنین می‌توانید با مخلوط كردن ایزوپروپیل الكل و آب یك محلول تمیزكننده اختصاصی برای خود بسازید. این محلول باید حاوی قسمت‌های مساوی از آب و الكل باشد.

كیبورد - كیبورد یكی از كثیف‌ترین بخش‌های كامپیوتر است و ممكن است انواع خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها در هنگام كار كردن روی آن بریزد. بسیاری از جرم‌ها به انگشتان شما چسبیده و از این طریق وارد كیبورد شما می‌شوند.
برای خارج كردن جرم‌ها و ذرات زیر كیبورد كه در آن فرو رفته‌اند از دمنده هوای فشرده با زاویه مورب استفاده كنید. به راهنمای استفاده از لپ‌تاپ مراجعه كنید. چرا كه ممكن است كلید‌های كیبورد شما قابلیت برداشته شدن به منظور نظافت را داشته باشند. پس از تمیز كردن از قرار گرفتن درست كلید‌ها در جای درست خودشان مطمئن شوید. پارچه پزشكی وسیله مفیدی برای پاك كردن كلیدها و اطراف آنها است.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

بزرگترین کلاه برداران پنجشنبه یکم بهمن 1388 18:30

همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهایی كه قبلاً كسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری كه مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند. بوده‌اند كسانی كه در دنیا چیزهایی را جعل كرده‌اند كه عقل جن هم به آن نرسیده. البته ما در تاریخ كشورمان هیچوقت از این كارها نكرده‌ایم!

این نوشته كاملا جدی است. خواهشمندیم این چیزها را یاد نگیرید و برای یكبار هم شده اگر چیزی هم بدآموزی داشت شما خودتان با نیروی مثبت ذهنی آنرا به یك متن آموزنده تبدیل كنید. «آی‌طنز» مسئولیت هرگونه بدآموزی و اتفاقات بعدی را نمی‌پذیرد. مثلا اگر كسی میدان آزادی یا تخت جمشید را فروخت یا چیزی را جعل كرد، یا خلاصه از اینجوركارها! تعجب نكنید. قبلا از این اتفاق‌ها افتاده است. مثلا فروش برج ایفل!

1-
ویكتور لوستیگ Victor Lustig

سلطان كلاهبرداران تاریخ، مردی كه برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمریكا، مردی كه می‌توانست زیرك‌ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (كشور كنونی چك) در یك خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1920 به آمریكا رفت. سالی كه بازار سهام به شدت رشد می‌كرد و به نظر می‌رسید كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر می‌شوند و لوستیگ آنجا بود كه از این موضوع و حماقت ذاتی آمریكایی‌ها سود برد.

در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره كلاهبرداری بی‌عیب ونقص و پرسود، ویكتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ایفل!

ایده این كلاهبرداری بعد از خواندن یك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ویكتور رسید. در این مقاله آمده بود كه برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این كار برای دولت كمرشكن خواهد بود.

دینگ! زنگی در سر ویكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركی تهیه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هایی با سربرگ‌های جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌ای دولتی و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلی شناخته شده برای قرار‌های دیپلماتیك و مهم بود، دعوت كرد.

شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویكتور حاضر بودند. ویكتور برای آنها توضیح داد كه دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینه‌های نگه‌داری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد كه در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستكار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترین افرادند. ویكتور تأكید كرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.

فروش برج ایفل در آن سال‌ها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بین‌المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود كه به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر این‌كه با ساختمان‌های دیگر شهر همچون كلیساهای دوره گوتیك و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ویكتور به دنبال بالاترین رقم نبود، ‌او از قبل قربانی خود را انتخاب كرده بود؛ مردی كه نامش در كنار ویكتور در تاریخ جاودانه شد! آندره پویسون (Andre poisson). در بین آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترین بود و امیدوار بود كه با برنده شدن در این مناقصه، یك‌شبه ره صدساله را طی كند و كلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود. ویكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزیز می‌داند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یك كارمند ساده بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده كند و... آندره به خوبی منظور ویكتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردای آن روز وقتی آندره و كارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویكتور لوتینگ كیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی كه در یك جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه!


2-هان ون میگه‌رن (Han Van Meegeren)

نقاش و كپی‌كننده آثار هنری، باهوش‌ترین و زبردست‌ترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی كه سر نازی‌های آلمانی كلاه گذاشت، مردی كه اگر كلاهبردار نمی‌شد، بی‌شك یكی از مهم‌ترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیا آمد. از كودكی عاشق رنگ‌ها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشی‌های دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بی‌روح و تقلیدی و تكراری نامیدند و میگه‌رن سرخورده از این برخورد و برای اثبات توانایی‌هایش به منتقدان تصمیم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را كپی كند. میگه‌رن با پشتكار زیاد فرمول رنگ‌های قدیمی و نحوه ساخت بوم‌های آن زمان را پیدا كرد. او كار را شروع كرد و آن‌قدر ماهرانه این كار را انجام داد كه تیزبین‌ترین كارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگه‌رن با اطمینان كامل، در نقش یك دلال، تابلوهایش را به‌عنوان آثار كشف‌شده دوره طلایی به مجموعه‌داران و گالری‌ها ‌فروخت. در همین دوران بود كه اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد.

یكی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود كه علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از كارهای میگه‌رن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شكست خوردند و میگه‌رن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازی‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. میگه‌رن در دادگاه واقعیت را ابراز كرد، اما هیچ‌كس حرف‌هایش را باور نكرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هیچ‌كس باور نمی‌كرد كسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل كند. میگه‌رن از دادگاه درخواست كرد كه وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه یكی از آثار دوره طلایی جعل كند!

میگه‌رن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. میگه‌رن به‌عنوان یك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیرك‌تر بود. اسكناس‌هایی كه گورینگ در ازای تابلوها به میگه‌رن می‌داد همگی تقلبی بودند!


3- فرانك ویلیام آباگ‌نیل (Frank William Abagnale)

صاحب كلكسیونی از انواع كلاهبرداری‌ها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسی كه زندگی‌اش دستمایه ساخت فیلم «اگه می‌تونی منو بگیر» شد، در سال 1948 در آمریكا به دنیا آمد. وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یكدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نیویورك رفت و در آنجا بود كه فهمید برای امرار معاش چاره‌ای به‌جز كلاهبرداری ندارد. پس از مدت كوتاهی او به یكی از حرفه‌ای‌ترین جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پیدا كرد كه هیچ بانكی قادر به تشخیص جعلی بودن چك‌های او نبود. فرانك برای آن‌كه بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر كند، ‌با جعل كارت‌های شناسایی و مدرك خلبانی، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوایی پان‌امریكن جا زد و از امتیاز خلبان‌ها برای مسافرت مجانی استفاده كرد. این موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌كه دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار كرد و با هویت جعلی تازه‌ای، به عنوان یك دكتر در یك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسایگی فرانك یك دكتر واقعی زندگی می‌كرد و به فرانك پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك این پیشنهاد را پذیرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یكی از فارغ‌التحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌كه دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعه‌شناسی شروع به تدریس كرد!

او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگیر شد و زمانی كه پلیس فرانسه این موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمریكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.

فرانك آباگ‌نیل هم‌اكنون به‌عنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پلیس آمریكا همكاری می‌كند و با تأسیس شركت آباگ‌نیل و شركا به بانك‌ها نیز مشاوره می‌دهد!


4-حسین.ك (hoseyn.k)

كلاهبردار وطنی، مردی كه كاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. ح.ك مردی بی‌سواد ولی باهوش بود و بی‌تردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یكی از بزرگان ادب و علم كشور بدل می‌شد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن كشیده شد. حسین.ك با كلاهبرداری‌های كوچك روزگار می‌گذراند، اما این كارها برای مردی با هوش او كارهایی كوچك محسوب می‌شدند. تا این‌كه یك روز طعمه بزرگ‌ترین كلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شكار كرد؛ دو توریست آمریكایی (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خرید یك هتل در ایران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خیابان گیشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یك ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، كاخ دادگستری بود كه در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده می‌شود. قرار بازدید از كاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر كار وزیر را برای مدت یك‌ساعت اجاره كرد. فردای آن روز قبل از آمدن مشتری‌ها، 200 جفت دمپایی پلاستیكی تهیه كرد و جلوی در اتاق‌های كاخ كه یك ساختمان اداری محسوب می‌شد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شكارهایش شد.

آمریكایی‌ها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتری‌ها درخواست دیدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپایی‌ها، آنها را منصرف می‌كرد. مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه كردند. اما همان‌جا بود كه فهمیدند چه كلاه بزرگی بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت كرد.

ح.ك یك كلاهبردار ذاتی بود،‌حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یكی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و می‌خواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود كه چه كلاهی بر سرش رفته و مضحكه بقیه شده است!

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

سبز سبزم شنبه نوزدهم دی 1388 20:15
 

من همين فردا به رفيقانم که همه از عريانی می گريند،

خواهم گفت:

گريه کار ابر است،

من و تو با انگشتی چون شمشير،

من و تو با حرفی چون باروت،

به عريانی پايان می بخشيم

 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اس ام اس تازه چهارشنبه نهم دی 1388 17:24

به یارو می گن تو هیئت دارن شام می دن یارو می گه چی پس می خواستی تو هیئت کو ن بدن
به قزوینیه می گن زنت رو خیلی دوست داری می گه آره ولی نه به اندازه برادرش
به رشتیه می گن زنت رو داریم می بریم بکنیم می گه اون که عیب نداره ولی صبح بیارشا
قزوینیه یه کو ن تپل سفیدو گرفته بوده زیر بغلش داشته تند تند می برده خونه یه دفعه یکی ازین بسیجیا بهش گیر می ده که این چیه زیر بغلت می گه بالام جان بیخود گیر نده از داروخونه 10 تا کاندوم خریدم اینم اِشانتیونشه
زندانیای قزوین رو می خواستن شکنجه روحی بدن هر روز یه کو ن بدون سولاخو نشونشون می دادن
روز قیامت خدا می گه که همه آدما برن بهشت همه حیوونا برن جهنم ترکه با خودش می گه چه کار کنم الان باید برم جهنم بعد یه فکری می زنه به سرش که موقع حرکت همه به طرف بهشت و جهنم یواشکی از صف حیوونا بیاد بیرون و به طرف بهشت بره موقع حرکت همین کارو می کنه راهشو می گیره می ره تا می رسه به بهشت سریع می پره تو یه گوشه می شینه می گه آخیش بالاخره بهشت رو هم دیدیم چه جای با صفاییم هست چند دقیقه نمی گذره که گشت فرشته ها می رسه ترکه با خودش می گه ای دل غافل لو رفتم یکی از فرشته ها می آد جلو بهش می گه تو ترکی یارو که خیلی ترسیده بوده می گه آره ترکم فرشتهه می گه مگه نگفتن که بری جهنم یالا را بیفت باید بریم ترکه می گه باشه هرچی بگید قبول می کنم ولی من وقتی صفم رو عوض کردم اومدم این ور خیلی مواظب بودم هیشکی نفهمید ولی شما الان از کجا فهمیدید که من ترکم فرشتهه می گه نیگا کن سمت راست بهشته سمت چپ جهنمه این وسط هم که تو اومدی سرویس بهداشتیه تازه دوتاتون رو هم توی پارکینگ زیرزمین گرفتن

اس ام اس 3 ( اس ام اس )

به ترکه مي گن چطور شد تو سيد شدي؟ هيچ امامي که ترک نبوده! ميگه ما نسب امون ميرسه به اسب آقام علي
 ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟ اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . .
 دوست دخترآدم مثل آدامسه 1:داشتن يه بسته آدامس بهتر از يه دونه ادامسه 2:فراموش نکن پايان هر آدامسي سطل زباله است پس براي هيچ آدامسي قيمت زيادي نده 3: آدامسه نيمه خورده کسي رو نخور 4: جويدن طولاني مدت آدامس جز بي مزه شدنش حاصلي نداره 5: حسرت آدامسي که دور انداختي نخور 6: ازدواج مثل قورت دادن آدامس ميمونه هيچ آدم عاقلي آدامسشو قورت نميده

 وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد

 تسهاي کنکور تربيت بدني: مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس؟ 1 -علي پروين 2-علي شهين 3-علي مهين 4-علي دمبه . کشتي گير گردن کلفت ايران؟ 1-عباس جديدي 2-عباس قديمي 3-عباس نيو 4-عباس آب توديت. باشگاه انگليسي؟ 1- ميدلزبرو 2- ميدلز بيا 3- ميدلز بودي حالا 4- ميدلز پا شو برو گمشو. مهاجم سابق منچستر؟ 1 - اندي کول 2- اندي سر شانه 3- اندي پشت بازو 4- اندي مرسي هيکل
 بدي هاي من چه هستند جز شرم و عجز خوبي هاي من از بيان کردن جز ناله اسارت خوبي هاي من در اين دنيا تا چشم کار مي کند ديوار است، ديوار است و ديوار است و جيره بندي آفتاب است و قحطي فرصت است و ترس است و خفگي است و حقارت است ........ تنها ترين تنها
 از يك قزويني مي پرسند چرا هنوز ازدواج نكردي؟ميگه چون هنوز برادر زن مورد علاقمو پيدا نكردم
 دعاهاي بنزيني: 1-الهي بنزين بگيري. 2-بنزين به قبرت بباره. 3التماس بنزين. 4-دست به هر چي ميزني بنزين بشه . 5- خدا بنزينت بده ،يک ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت
زوج هاي گرامي ! تا وقتي بوسه هست ، چرا گاز ؟؟؟ لطفا در مصرف گاز صرفه جويي کنيد

 کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! نتيجهء اخلاقي: براي اينکه بيکار بشينيد و هيچ کاري نکنيد ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشيد!!!!!
 اگر خداونـد يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد A من بيگمان A ديدن تـو را آرزو مي کردم ....

 هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس

 زن به شوهر: عزيزم از ايتاليا برات چي بيارم؟ شوهر باتمسخر: يك دختر موبور و نازايتاليايي! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتي من چي شُد؟ زن به شوهر: بايد 9 ماه صبر كني ، تا به دنيا بيارمش
 روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي
 
 تركها براي همدردي با مناطق بدون گاز نه تنها بخاريها را خاموش كردند بلكه كولرها را نيز روشن كردند
 دعاي پاس کردن درس: الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا
 هيچ مي دوني چقدر گلي...... واسه دستهات ضرر داره؟ فقط از مايع ظرفشويي جام استفاده کن!
 چه غمگينانه مي پيچد درون كوچه ي قلبم صداي توكه مي گفتي: نون خشكيه...!

 امروز قلبم درد گرفته بود. فکر کنم يه کمي تپل شدي و جات تنگ شده.

 زندگي زيباست - زشتي هاي آن تقصير ماست - در مسيرش هرچه نازيباست - آن تدبير ماست - زندگي آب روانيست روان ميگذرد - هرچه تقدير من و توست همان ميگذرد
 فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد

 قصه نيستم، که بگويي... نغمه نيستم، که بخواني... صدا نيستم، که بشنوي... يا چيزي چنان که ببيني... يا چيزي چنان که بداني ... من درد مشترکم.. مرا فرياد کن
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اس ام اس چهارشنبه نهم دی 1388 17:20
انجير رو به ترکه نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي

زندگی را درک کن.زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته:دور زدن ممنوع!

چند تا ترک سوار آسانسور شدند چند ساعت ايستادند تا اينکه يک نفر آمد و دکمه را زد يکي از لرها داد زد و گفت سلامتي آقاي راننده صلوات

گاهي وقتها آنقدر غرق در آرزوهاي خودت هستي که يادت ميره خودتم آرزوي کسي هستي

ترکه تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که ‏نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي

مرگ از زندگي پرسيد : چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم ؟؟؟؟؟ زندگي لبخندي زد و گفتدروغي که در من نهفته است و حقيقتي که در تو

دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

اگه باز از روزگار دلت گرفت لحضه ها ثانيه ها ابري شدن بيا با من از عشق بخون تا چشماتم مثل دلت ابري شه

گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت... ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد.. آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

مي دوني ضدحال چيه!!؟ تولدت 30 اسفند باشه!! هرچهار سال يه بارتولدت باشه!!

اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟ // گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون // عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون // يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار // اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي // هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد

شاد باش كه از شادي تودل شادم تا تو شادي زغم هر دو جهان آزادم لذت زندگي من همه خورسندي توست بي وفايم كه وفايت برود از يادم صحبت ما وتو همچون صحبت خار وگل است بي تو ما را خوش نباشد گر تو را بي ما خوش است

زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکني

عاقل به آن دليل عاقل است که عاشق است...احمق به آن دليل احمق است که فکر ميکند ميتواند عشق را درک کند

هر صدايي که برآيد،نداي عشق نيست ...... با ايمان نبود آنکه نداند عشق چيست

به ترکه ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ ميزنم

معلم: به شخصي که با وجود عدم علاقه حاضرين، به حرف زدنش ادامه ميده چي ميگن؟
شاگرد: بهش ميگن معلم

تركه منچ بازي ميكنه ماره نيشش ميزنه

شنیدم تو 3 ساعت 3 کیلو لاغر کردی ، ای ناقلا ! دماغتو عمل کردی !؟

پنج تا ترک پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند اگه گفتی چرا ؟
اخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی

در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهربازي هستند از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي

از ترکه ميپرسن, نظرت راجع به نوشابه چيه؟ ميگه: نوشابه آب داره, گاز داره, يه خط تلفن هم بزنن عالي ميشه.

يه آقاهه سنگ كليه داشته. ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من سنگ دارم. دكتر ميگه: عقب عقب بيا خاليش كن.

ازضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل

رشتیه شب مي خواد بخوابه دعا مي کنه حق به حق دار برسه صبح که بيدار مي شه مي بينهه هيچ کدوم از بچه هاش نيست

يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.

ترکه داشته دعا مي کرده، ميگفته: خدايا مرا نيامرز... ميگن: بابا اين چه جور دعا کردنه!؟ ميگه: آخه دارم شکسته نفسي مي کنم
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

درخواست آزادی شنبه پنجم دی 1388 15:41

ما لوتیان این وبلاگ از سران حکومت ایران

 

 آزادی هر چه سریعتر مهندس کامران آسا

 

برادر بزرگوار شهید کیانوش آسا را

 

خواستاریم. لازم به ذکر است جناب

 

مهندس کامران در پی دعوت جمعی از

 

دانشجویان دانشگاه علم و صنعت برای

 

حضور در مجلس یادبود کیانوش آسا عازم

 

این دانشگاه بود که در درب ورودی

 

 دانشگاه توسط ماموران بازداشت شد

 

.منهدس کامران همچنین دچار ناراحتی

 

 قلبی می باشد و شرایط زندان و بازداشت

 

 برای وی بسیار خطر ناک می باشد.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

بیمه های عجیب شنبه پنجم دی 1388 15:30
خانم جنیفر لوپز باسن خود را 27میلیون دلار بیمه کرده است Heidi Klum پای های این خانم 2.2 میلیون دلاربیمه دارد و البته یکی از آنهایبخاطر داشتن زخم 200 هزار دلارکمتر بیمه دارد آمریکا فررا بازیگر آمریکاییدندانهای خود را 10,000,000 دلاربیمه کرده بت دیویس ( بازیگر ) کمر خود را 28,000 دلار بیمه کرده این آقا تست کننده قهوه هست وزبان خود را 14,000,000 دلار بیمهکرده ایشون کارشناس غذا هستن و ذائقهچشایی خودشون رو 300,000 دلاربیمه کردن ! بازیکن کریکت ( مرگ هاگس ) سیبیلخوشگل شو 370,000 دلار بیمه کرده ! ایشون تست کننده شراب هستند وبینی خودشو 8,000,000 دلار بیمهکرده ! هاروی لوی قهرمان 13 ساله یو یودستهای خودشو 150,000 دلار بیمهکرد Dolly Parton سینه های این خانم 600,000 دلاربیمه دارد پاهای رونالدو هم 144,000,000دلار بیمه دارد ! انگشت وسط کیت ریچاردز هم 1,600,000 دلار بیمه دارد !
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

sms جمعه بیستم آذر 1388 13:6

A relaxed mind , a peaceful soul , a joyful spirit , a healthy body , & a heart full of love ….

These are my wishes for you.


In a cold day …

When I locked for a place to hide , I couldn’t find any place warmer than your heart,

So , please don’t keep me waiting, it’s too cold outside!!


Ok, when you are alone, when you are feeling cold, when you are in darkness, I come on with a white horse , under your window, and say : naftie naft


When you open the door of your heart you hear a strong voice who say’s : daraga boovas lamasab sarda.


You are my heart, you are on my mind every where I go , I can not forget you , you most know if you don’t call or sms me it doesn’t important ,   because I just want you for yourself.


Just wanted to let you know that I’m thinking of you.


Birth is : start of life

Beauty is art of life

Love is part of life

Death is end of life

But friendship is heart of life …


 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

شعر جمعه بیستم آذر 1388 12:17

روبه روم بود

بغض تو گلوم بود

اگه می گفتم همون بود

رفت و رفتم

هیچی نگفتم

ففط از دلم شنفتم

که خودش بود

نیمه پنهون

فرصت گفتنی ها

چه رفت آسون

خود من بود

من من بود

وصله جور دل و

پاره تن بود

بشکنه دستم ولی

ناخواسته گلدونو شکستم

نتونستم بگمش

یه عمره که خالی و خسته م

زبونم بند اومد و بخت بد و

هر چی که بودش

دست به دست داد

که نتونم و نگم

سینه م رو به نفس نفس داد

همه چی جور شد

که ناجور بشه ، من

هیچ جور تنونم بگمش

لرزید دلم

عاشق شدم

لال شد زبونم

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

فساد دختران مشهور سران جهان جمعه ششم آذر 1388 18:30

نشریه بین المللی فارن پالسی در گزارشی، تعدادی از دختران سران جهان را که بدلایل مختلفی همچون فساد مالی و غیره دچار سوء شهرت شده اند را نام برده است.

در این فهرست گلنارا کریموا دختر اسلام کریموف رئیس‌جمهور ازبکستان در اول این لیست قرار دارد.

گلنارا در اروپا به عنوان یک شخصیت فعال در امور اجتماعی و بشر دوستانه معروف است و در محافلی که افرادی همچون شارون استون، التون جان، و رئیس‌جمهور پیشین آمریکا بیل‌کلینتون حضور داشته، دیده شده است. اما در وطن، وی را بعنوان شخص حامی پدر دیکتاتورش معرفی می نمایند و از نفوذش برای ذخیره سهام و اوراق قرضه جهت مصارف شخصی استفاده کرد.

نتیجه ازدواج وی در سال 2001 طلاق از همسر تاجر آمریکایی - افغانی‌اش، بود. وی سرمایه زیادی در ازبکستان داشت و برخلاف رای دادگاه خانواده کودکان خود را از آمریکا خارج کرد. همسر وی صاحب کارخانه کوکا کولا در ازبکستان بود که بلافاصله تعطیل شد و سه تن از اعضای خانواده‌اش زندانی‌شدند، هم چنین 24 نفرشان نیز به افغانستا مسترد شدند.گلنارا به صنعت چای ازبکستان علاقه دارد و در سال 2006 اشخاصی با کلاه خود و سلاح های اتوماتیک را به نزد شرکت رقیب اش فرستاد تا اموال و انبار آن را نابود کند!

وی در عرصه موسیقی نیز فعال است.

رقد حسین

فارن پالسی، رقد حسین دختر 41 ساله صدام حسین را در ردیف بعدی این لیست قرار داده است. رقد و پدرش در زندگی فراز و نشیب‌های زیادی داشته‌اند. در سال 1995، همسر او حسین کامل که یکی از وزیران ارشد صدام بود مرتکب خطایی شد به همین علت به همراه وی به اردن گریخت. در سال 1996 صدام حسین از آنها خواست که به کشورشان بازگردند، و پس از بازگشت آنها را مجبور به طلاق کرد و پس از آن بود که صدام، کامل را اعدام کرد. به نظر می‌رسید رقد از این قضیه کینه‌ای به دل نداشت باشد و سال‌ها بعد در این رابطه گفت: همه خانوداه‌ها سوءتفاهم دارند!

پس از حمله آمریکا به عراق، وی به اردن گریخت و از سوی خاندان سلطنتی اردن مورد مهمان‌نوازی قرار گرفت. برخلاف هزاران عراقی که به خارج از محدوده خاورمیانه تبعید شده‌بودند، اردنی‌ها از رقد حسین با یک آپارتمان لوکس به همراه خدمه و تقبل هزینه اقامت وی و حتی هزینه جراحی زیبایی اش، میزبان وی بودند. وی با ارسال نامه خطاب به اشکرافت، قاضی عالی وقت دادگاه آمریکا از وی خواست تا جواهرات به دست‌آمده از کاخ صدام و سرمایه های پدرش را به او بازگردانند.

در سال 2007، وزیر کشور عراق خانم رقد حسین را به حمایت مالی اغتشاش‌طلبان سنی متهم کرد، که این ادعا منجر به مرگ خودش شد. نام رقد در لیست قرمز پلیس بین‌الملل قرار گرفته اما دولت اردن از تسلیم کردن او خودداری می‌کند. آخرین باری که چهره او در میان عموم دیده‌ شده‌ سال 2006 کمی پس از اعدام صدام حسین بود. وی از صدام حسین با عنوان یک پدر دوست‌داشتنی و قهرمان جهان عرب یاد کرد.

ساندرا وین

نام بعدی این لیست ساندرا وین، دختر نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور برمه، نی وین، است.

پیش از اینکه جریان نظامی جونتا در سال 1988 قدرت را به‌دست بگیرد،‌ برمه توسط نخست‌وزیر و پس از آن رئیس‌جمهور نی‌وین اداره می‌شد، وی از سال 1962 تا 1988 کشور را به صورت دیکتاتوری تک حزبی مارکسیستی اداره می‌کرد. با پا به سن گذاشتن نی وین که در 54 سالگی به قدرت رسیده بود، با گذشت زمان آهسته آهسته دختر محبوبش یعنی ساندار را درگیر مسائل می‌کرد و در اداره امور از او کمک می‌گرفت. در طول دهه 1980 قدرت ساندرا افزایش یافت طوری‌که هر روز بیشتر از پیش احساس می‌کرد مسئول نظام رو به افول کشور است. وی، دسترسی سران حزب به پدرش محدود کرد و سپس انتصاب کلنل کین نیهوت را به عنوان رئیس‌اطلاعات منصوب کرد تا قدرت بیشتری کسب کند.

در سال 1988 هنگام سقوط پدرش، ساندارا نقش کلیدی در سرکوبی فعالیت گروه‌های حامی دمکراسی که توسط آنگ سان سو کی رهبری می‌شد، ایفا کرد. پس از اینکه شاخه نظامی جونتا بر کشور مسلط شد وی قدرت پدرش را در دهه 1990 در پشت پرده حفظ کرد در حالی که از ارتباطاتش برای ادامه تجارت و مشارکت اقتصادی خانوداه‌اش استفاده می‌کرد. بسیاری ساندرا را به عنوان رقیب اصلی آنگ سان سو کی در صورت سقوط جونتا می‌پنداشتند. پس از پایان دهه 90 همسر و سه فرزندش به جرم طراحی براندازی جونتا دستگیر شدند. علی‌رغم اینکه بسیاری دست او را در این برنامه می‌دیدند، اما نهایتا نفوذ خانوادگی وی به پایان رسید. مانند رقیبش آنگ سان سو کیی او نیز تحت بازداشت خانگی درآمد. اما گزارشها حاکی از آن است که وی در دسامبر آزاد شد.

پینتونگتا شیناواترا

پینتونگتا شیناواترا 27 ساله، نام دختر دیگری است که در این لیست خودنمایی می کند، دختر نخست‌وزیر اسبق تایلند، تاکسین شیناواترا.

هنگامی که پینتونگتا شیناواترا در سال 2004 تبدیل به یکی از پولدارترین سهام‌داران تایلند شد، بسیاری از ناظران را متعجب کرد. پیش از اینکه تاکسین در سال 2006 بر اثر یک کودتای نظامی عزل گردد، در طول مدت نخست‌وزیری او، خانواده‌ و فرزندش از شبکه نفوذی که در دستگاه حکوتی ساخته بودند سود هنگفتی به دست‌آوردند.وی به همراه برادرش از طریق خرید 329.2 میلیون سهام در یک شرکت مخابراتی در تایلند و فروش آن با سود 50 برابری به یک شرکت سنگاپوری، پول خوبی به جیب زدند. این معامله که از سوی پدر وی از دیدگان ماموران مالیات تایلند پنهان ماند درآمدی معادل 464 میلیون دلار را به همراه داشت.

از زمانی که پدرش مقام نخست‌وزیری را از دست داد وی درگیر حفظ درآمدهای پدر و خودش شد. در سال 2007، دادگاهی در تایلند او و برادرش را به پرداخت 293.6 میلیون دلار بابت مالیات محکوم کرد،‌ و بلافاصله در ماه فوریه یک دادگاه دیگر از تصمیم دادگاه پیشین حمایت کرد و دستور داد 350 میلیون دلار از دارایی‌های هر دو مصادره شود. در این میان پینتانگتون از شهادت دادن علیه پدرش در فرار از مالیات توسط پدرش خودداری کرد به حمایت از اموال پدرش پرداخت در حالی که همه اموال خانواده هنوز دست‌نخورده باقی‌مانده بود. و باتوجه به ثروتمندی خانوادگی وی در کنار پشتیبانی شان، مقامات تایلندی جهت مقابله با خوش گذرانی های وی کار سختی دارند؛ بویِژه که این خاندان از حساب های پنهانی بسیاری در کشورهای همجوار بهره می برد.

اولسون اوباسانجو

اولسون اوباسانجو دختر 42 ساله رئیس‌جمهور سابق نیجریه، نام پایانی این لیست است.

ممکن است پدرش برای فساد سیاسی بدنام باشد اما دخترش به خوبی آغاز کرد؛ وی مدرک اپیدمیولوژی از دانشگاه یو سی دیویس، کرنل و ویک فارست است و تعدادی مقاله در مجلات پزشکی آمریکایی به چاپ رسانده است. به نظر می‌رسد وی در زمینه تحقیقات دارویی بسیار موفق باشد تازمانی که در سال 2004 به نیجریه بازگشت، گرچه وی به همراه پسرش که در آمریکا به دنیا آمده بود گریخت. و همسرش در دادگاهی در آمریکا از وی به اتهام ربودن کودکشان شکایت کرده است که پرونده هنوز در جریان است. اوبسانجو همچنین به پرداخت 35000 دلار به همسرش بابت هزینه نگهداری کودک محکوم شده و به دلیل عدم پرداخت آن تحت تعقیب پلیس اینترپل است.

پس از اینکه به خانه بازگشت تصمیم گرفت وارد مشغله خانوادگی‌اش شود که همان سوء‌استفاده از قدرت و کار بر اساس ارتباطات بود. پس از اینکه سرپرستی کمسیون سلامتی در دولت پدرش را بعهده گرفت در انخابات مجلس سنا در نیجریه در سال 2006 انتخاب شد، جایگاهی که قدرت زیادی داشت.

در همان سال او بارها هزاران دلار به عنوان رشوه دریافت کرد که شامل یک تویوتا لندکروز از یک شرکت اتریشی بود و در عوض آن از ارتباطاتش استفاده کرد تا به این شرکت کمک کند تا در مناقصه با دولت پدرش برنده شود. او همچنین به برداشت شخصی به مبلغ 85000 دلار از بودجه ناچیزخدمات درمانی و سلامت نیجریه متهم شد. اوبسانجو این اتهامات را "باج‌خواهی" عنوان کرد

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

فساد در ایران شنبه سی ام آبان 1388 23:25
بر اساس آخرین تحقیقات که در رسانه های رسمی در ایران به چاپ رسیده، سن آغاز روسپی گری در این کشور به ۱۲ سال تقلیل یافته است .

روسپی گری زنان از قدیمی ترین شغل های جهان محسوب می شود که قدمت چند هزار ساله دارد، اما مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۴۹ میلادی به قطعنامه ای رای داد که در آن روسپیگری خلاف کرامت انسانی نامیده شد.
با این همه، این شغل در برخی از کشورها آزاد است و در کشورهای دیگری نیز ممنوع است و جرم محسوب می شود. ایران در زمره همین کشورها است.

 

سعید مدنی پژوهشگر اجتماعی شایع ترین سن روسپی گری در ایران را ۱۸ تا ۲۵ سال عنوان می کند و می گوید هر قدر سن شروع روسپی گری پائین باشد خطر برای زنان و دختران بیشتر می شود.

آقای مدنی اضافه کرد "طی یک دهه اخیر به تدیج مسئله شیوع تن فروشی در ایران مورد توجه وزارت بهداشت ودرمان قرار گرفت. علت آن هم نگرانی از تغییر الگوی شیوع ایدز در ایران است. اقدامات درمانی و تشخیصی هم انجام می شود. مانند انجام تست اچ آی وی رایگان، مشاوره، توزیع سرنگ و کاندم رایگان. به هرحال حجم خدمات بسیار کمتر از میزان مورد نیاز است."

دختر شانزده ساله ای که از ۱۴ سالگی روسپی گری می کند، می گوید خانواده های این افراد اکثرا از هم پاشیده اند. او ادامه می دهد "ساعت کار ما متفاوت است، صبح کاری، شب کاری که درآمدش هم بیشتر است و ما "وسط کار" یعنی غروب ها هم کار می کنیم.. پوشش هم به سبک کار بستگی دارد و آنهایی که بیشتر دنبال مشتری هستند، لباس مارک دار می پوشند، البته ما پول لباس مارک دار نداریم، مارک رو از بیرون می خریم، رو کفش می زنیم."

این دختر در مورد افرادی که به او مراجعه می کنند می گوید "مشتری ها هم فرق دارند، پولدار و بی پول، اونهایی که من سروکار دارم، اکثرا مجرد و فروشنده یا کفاش هستند. خونه های آنها هم تو مرکز شهر است، ونک، سرسبیل، بهارستان."

برخی کارشناسان بر این باورند که این پدیده در ایران به دلیل مشکلات اقتصادی است، اما آقای مدنی نظری متفاوت دارد و می گوید "به تدریج گروه دیگری هم به این زنان افزوده شدند آن هم کسانی هستند که به دلیل دست یابی به شرایط زندگی بهتر به روسپی گری روی می آورند. "

"م "یکی دیگر از روسپی ها در تهران است که ۲۱ سال دارد و هفت سال است که به این کار مشغول است و توضیح می دهد "من روزها از سالمندان پرستاری و شب ها کار می کنم. الان اکثرا همه از روی ماهواره هر خدماتی که اونجا می دهند را می خواهند. راه جلب مشتری از طریق تلفن و یا در خیابان و پاساژ است. آنهایی که در خیابان می روند تازه کارند، اما تلفنی ها امن تر و هم گرونتر هستند. خانم هایی هم هستند که محلی دارند که برای حفظ امنیت آنها است."

روسپیگری در ایران جرم است اما مجازاتی که برای آن در نظر گرفته می شود در موارد مختلف متفاوت است به اعتقاد کارشناسان باید برای این پدیده در ایران راهکاری اندیشیده شود، چون حتی در شرایطی که فرد مجرم محسوب می شود، یک انسان و نیازمند دریافت خدمات است.

سعید مدنی در این مورد می گوید "نگاه قانون گزار ایرانی به این پدیده نگاه جرم انگارانه است. رویکرد مقابل آن هم جرم زدایانه است. به این معنی که در بعضی کشورها جرم تلقی نشده است. رویکرد میانه ای هم وجود دارد که در عین جرم بودن خدماتی به این زنان ارائه شود تا وضعیت آنها و مشتریانشان وضعیت پر خطری نباشد."

خانم ۳۸ ساله ای که دو سال است تن فروشی می کند، می گوید "شبها برای کار موقعیت خوبی است. قیمت هم براساس زیبایی، هیکل و بلد بودن فرق دارد. داشتن مکانی برای زنان بسیار مهم است چون احساس امنیت می کنند. ضمنا در مبلغ و کلاس کار هم تاثیر دارد. ولی اگر شرایط اقتصادی بد باشه تاثیرش هم منفی خواهد بود، از وقتی ماهواره و فیلم سکسی آمده تقاضا بالاتر رفته. مردان متاهل بیشتر متقاضی هستند محل سکونتشان را هم نمی دونیم، چون اکثرا جاهایی می برند که خطر نداشته باشد."

روسپی گری پدیده ناهنجار اجتماعی است و کارشناسان برای رسیدگی به شرایط و وضعیت این افراد به دلیل قوانین مختلف و نگاه های سنتی با مشکلاتی روبرو هستند. گروهی از کارشناسان بر این باورند که باید به این زنان خدماتی ارائه شود تا بتوان به نوعی از پیشرفت این پدیده جلوگیری کرد اما در عین حال برخی دیگر معتقدند که هر نوع خدماتی به این افراد به منزله تشویق به فعالیت آنهاست.
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

اس ام اس پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 14:1

در بیکرانه زندگی سه چیز افسونم میکنه":

1) آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست

2) خدا را که نمی بینم اما می دانم که هست

3) عشق که آنگاه که نمی اندیشم هست "بود"و انگاه که اندیشیدم هست"نبود


همیشه خورشید باش که اگه نخوای به کسی بتابی نتونی.

 

" حضرت زرتشت"


اراده ي خداوند چون درياست كه ارزوهاي ما چون قطره ي باران در ان گم مي شود


چگونه شيشه شوم وقتي نگاهت از سنگ است


غرورت رو واسه کسي که دوسش داري بشکن ولي دل کسي رو که دوسش داري به خاطر غرورت نشکن


تو اين دنيا هر کسي يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني


به سودای هوس عشق و صفا را نفروشیم

سر فروشیم ولی عهد و وفا را نفروشیم


یکی بود،یکی نبود،وقتی این یکی بود،اون یکی نبود،وقتی اون یکی بود،این یکی نبود،مهم نیست کی بود و کی نبود،حیف هیچ وقت این یکی با اون یکی نبود.


ستیز من تنها با تاریکیست،و برای ستیز و نبرد با تاریکی،شمشیر روی تاریکی نمی کشم ،چراغ می افروزم.

"حضرت زرتشت"


عیب های ما همچون تپه اند،ما از تپه ی خویش بالا می رویم و از فراز آن به جز تپه های دیگران چیزی نمی بینیم .

"ژان دوشه"


انگار پای ثانیه ها سنگ میشه

وقتی دلی برای دلی تنگ میشه


احساس خوب اینه که یک نفر دلتنگت باشه،احساس بهتر اینه که یکنفر عاشقت باشه، اما بهتریت احساس وقتیه که یک نفر هیچوقت فراموشت نکنه


در زندگی کسانی هستن که مثل قطار شهر بازی میمونن،از بودن با اونها لذت می بری، اما تو رو به هیچ جا نمی رسونن.


تنها مردانی که زن نمی گیرند قادر به شناخت موجودات خبیث جهان هستند


دیگران را ببخش،نه به خاطر این که آنان سزاوار بخششند، به این خاطر که تو سزاوار آرامشی

"حضرت زرتشت"


رفته بودم سر حوض،تا ببینم شاید ،عکس تنهایی خود را درآب،آب در حوض نبود.


همیشه واسه گلی گلدون باش که اگه به آسمون رسید،یادش باشه ریشش کجا هست.


میدونی بهترین دوست تو کیه؟

کسی که اولین قطره ی اشک تو رو می بینه ...

دومیش رو پاک می کنه ...

و سومیش رو تبدیل به لبخند می کنه.


سنگ در برکه می اندازم و می پندارم، با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد، کی به انداختن سنگ پیاپی در آب،ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت.


روی هر شانه سری وقت وداع میگرید

سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست


امشب به عشق به در یار می رویم

دیوانه وار در پی دلدار می رویم

امشب سبو شکسته و گم کرده ساغریم

بی خویشتن به خانه ی کامکار می رویم


نشنو از نی،نی حصیری بینواست

بشنو از دل،دل حریم کبریاست

نی بسوزد،خاک و خاکستر شود

دل بسوزد،خانه ی دلبر شود


باز من ماندم و خلوت سرد خاطرات گذشته ای دور، یاد عشق که با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گر.


کاش دوستی آدم ها مثل رفاقت چشم و دست بود،وقتی دست زخم میشه چشم گریه می کنه و وقتی چشم گریه می کنه دست اشکاشو پاک میکنه.


عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست

دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم


طوفان با همه ی خشمش نمی ماند، دریا است که همیشه پا بر جاست.


برای مردان بزرگ در زندگی بن بستی وجود ندارد ، زیرا آنان یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت.


همیشه نگاهی را به خاطر بسپار که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند.


بهترین چیزها تو دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیست ، باید آنها را با قلبتان احساس کنید .

"هلن کلر "

 


برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال، بنگر چگونه می افتی ، برگی زرد یا سیبی سرخ؟


اگه کسی رو دوست داری نه براش ستاره باش نه خورشید، براش آسمون باش تا همیشه و همه جا بالای سرش باشی.


رئیس سرخ پوستان خدای خودش را اینچنین قسم می دهد:

خدای بزرگ به من کمک کن که هر موقع خواستم در مورد راه رفتن دیگری قضاوت کنم قدری با کفش های او راه بروم .


گر چه آب رفته باز آید به رود

ماهی بیچاره اما مرده بود


شبی از بخت بد به تور خوردیم

به گیر عده ای مأمور خوردیم

رها کن پاسبان مستی کجا بود

ما فقط خوشه ای انگور خوردیم


از میان انبوه مردمی که برای باریدن باران به دعا رفته بودند تنها کسانی که با خود چتر به همراه برده بودند به کارشان ایمان داشتند


در تصاویر حکاکی شده ی تخت جمشید ، هیچ کس عصبانی نیست، هیچ کس سوار بر اسب نیست ، هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید، برده داری مرسوم نبود ، در بین این همه پیکر تراشیده شده ، حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد . بفرست برای تمام ایرانیان تا یادمان باشد چه بودیم.


چرا گویند کلاغ بد یمن است؟

شاید این مردم هزار رنگ بر یک رنگیش تهمت می زنند.


روی قبرم بنویسید جنگجوئی که نجنگید اما شکست خورد.


مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی


بر دشت های هموار درنگ مکن ، بسیار بلندتر از آن نیز مرو ، از نیم فراز زیباتر به دیده می آید جهان

"نیچه"


آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است.


روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان


گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم


چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگی


ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند


الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس


ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني دو خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عا شق تري ، تنهاتري


شاعر ترین فلاسفه چیزیست مثل آزاد ترین زندان؛ و آزاد ترین زندان چیزیست مثل من در چاله ی زمان

بس كه ديوار دلم كوتاه است هر كه ازكوچه ي تنهايي من مي گذرد به هواي هوسي هم كه شده سركي مي كشد و مي گذرد


كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ تك سوارمهرباني تك نبود ؛ كاش برلوحي كه برجان دل است ؛ واژه تلخ خيانت حك نبود

 


 

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

لالایی سه شنبه نوزدهم آبان 1388 22:15

لالا لالا... گل بابا
تو شبای پر سرما
نده دستاتو به دست پلید مردم دنیا

لالا لالا... بخواب آروم
که دنیامون پر جنگه
تموم بوم نقاشی
پُرِ شکلای بی‌رنگه

بخواب آروم گل بابا
که بیداری یه کابوسه
همون شاهزاده‌ی قصه
تو بیداری یه پابوسه

اگه خواب شتر دیدی
نگی جایی که بد می‌شه
که سهم زندگیت اینجا
فقط حبس ابد می‌شه

لالا لالا... گل لاله
نری سمت خونه‌ی خاله
که پاهاشونو قلم کرده‌ن
الان بیست و چند ساله
لالالالا... بخواب آروم
گل مریم دیگه مرده
پسرداییش مهندس بود
سه ساله (...)

بخواب آروم
لالایی‌ها همه تقصیر اینا بود
وگرنه کی به فکر تو
به فکر صبح فردا بود

لالا لالا... بخواب دیگه
«که بنزین سهمیه داره»
یکی بارشو می‌بنده
یکی یه عمره بی‌کاره

گل خرزهره شاکی شد
چرا توی لالایی‌ها
نداشت جایی ولی حالا...
گل خرزهره‌ی بابا!

بخواب آروم
بخواب آروم و باور کن
که بیداری یه کابوسه
اگه بد شد کلاغ زشت
همه‌ش تقصیر طاووسه

لالالالا... دیگه صبح شد
همه خفاشا خوابیده‌ن تو بیداری
نمی‌دونی که گهگاه
خوابتو دیده‌ن
گل خرزهره‌ی بابا

دیگه باید برم دیره
همه ش دیره
وقتی که بابات پیره
بخواب تا آخر فردا
که پس فردا
توی تنها
باید پاشی بری جای من تنها
توی سرما
همه‌ش اینه
بخواب آروم
همه‌ش اینه
بخواب آروم
همه‌ش اینه
بخواب

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

تنها دو روش راه درمان چربی شكم سه شنبه نوزدهم آبان 1388 22:13

چربی ذخیره شده در شكم یكی از مقاوم ‌ترین و در عین حال هشدار دهنده ‌ترین نوع چربی هاست.

افزایش دور كمر آقایان بیش از 102 سانتی‌متر و در خانم ها بیشتر از 89 سانتی‌متر منجر به افزایش خطر ابتلا به دیابت و بیماری‌های عروق قلب می‌شود (سندرم متابولیک) و به هرحال از لحاظ زیبایی هم یكی از دغدغه‌های افراد محسوب می‌شود.


پس برای رهایی از آن لطفاً به نكات زیر توجه بفرمایید:

1- چربی شكم، چربی ذخیره‌ای بدن است، بنابراین مقاوم ترین چربی در برابر رژیم لاغری و ورزش می باشد. برای درك بهتر این موضوع به این مثال دقت فرمایید:

اگر شخصی مبتلا به سرطان را در مراحل آخر زندگی او دیده باشید، می بینید که تمام چربی های بدن او از بین رفته است، ولی چربی شكم او همچنان وجود دارد.

پس باید خیلی پشتكار داشته باشید و با تلاش زیاد منتظر نتیجه بمانید.

2ـ تنها راه درمان چربی شكم، رژیم غذایی اصولی و ورزش است. فقط و فقط با این دو روش است كه چربی ازبین می‌رود، پس روش های دیگر فقط به این دو كمك می‌كنند.
3ـ ماساژ موضعی چربی های شكم، اگر همراه با رژیم و تحرك اصولی باشد، منجر به كاهش بیشتر چربی در این منطقه می‌شود.

4ـ به غیر از چربی شكمی، یكی از بزرگ ترین مشكلات این منطقه كه منجر به اختلال در زیبایی می‌شود، از دست رفتن قوام عضلات شكم است كه منجر به جلو آمدگی شدید شكم، حتی با كوچك ترین نفخ گوارشی می‌شود. علت شل شدن عضلات این است كه فعالیت های روزمره هیچ كدام عضلات شكم را در گیر نمی كنند، به خصوص در خانم ها معمولا عضلات شل تر هستند و در جریان حاملگی و زایمان این عضلات دچار كشیدگی و حتی بریدگی(در سزارین) می شوند، بنابراین قوام این عضلات شدیدا كاهش می یابد.

پس اگر به دنبال خوش فرم شدن شكم هستید، حتماً با ورزش هایی كه بر روی عضلات شكم تمركز دارند، عضلات شكم را تقویت كنید، ولی باید بدانید ورزش مخصوص شكم به تنهایی و بدون رعایت رژیم غذایی و ورزش هوازی(مثلا پیاده روی) ممكن است روی چربی شكم اثری نداشته باشد.

اگر همراه با رژیم غذایی و ورزش هوازی عضلات شكم را تقویت نكنید، ممكن است اصلا از ظاهر شكم رضایت نداشته باشید، چون به هر حال عضله ی شل و بدون قوام، به سمت جلو می آید یا پایین می افتد و ظاهر شكم را زشت می نماید.

در نهایت باز هم تاكید می كنم كه حوصله داشته باشید، منتظر نتیجه سریع نباشید، پشتكار داشته باشید و عجله نكنید.
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

سري كامل كد هاي مخفي گوشي هاي نوكيا پنجشنبه هفتم آبان 1388 22:59

سري كامل كد هاي مخفي گوشي هاي نوكيا با اينكه در سايتهاي ديگه هممي تونيد پيدا كنيد ، ولي هميشه جزء يكي از مطالب جالب براي دارندگان گوشي هاي نوكيا بوده است …
#۰۶#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

#۹۲۷۰۲۶۸۹#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( ۰۰۰۰ به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#۳۳۷۰*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت.

#۳۳۷۰#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#۴۷۲۰#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود ۳۰ درصد کاهش میابد.

#۴۷۲۰#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#۰۰۰۰#* و یا #۹۹۹۹#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

#۳۰#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#۶۷۷۰۵۶۴۶#*
در گوشیهای مدل ۳۳۱۰ و ۳۳۳۰ لوگوی شبکه را حذف میکند ( >IR-TCI )

#۷۳#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.

#۷۴۶۰۲۵۶۲۵#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.
#۲۶۴۰#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی ۱۲۳۴۵میباشد.

#۷۷۸۰#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید ۱۲۳۴۵ میباشد.)

#۷۳۷۰#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید ۱۲۳۴۵ میباشد.)
روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:

اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن۷ استفاده می کند ( مثل ۶۶۰۰ و ۷۶۱۰ و ۶۶۲۰ و ۶۲۶۰ و ۹۵۰۰ و ۹۳۰۰ ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، ۳ را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.

فرمت کارت حافظه گوشی:

به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی بروید: menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card

حالت safe mode بسیار به دردتان خواهد خورد و در مواقعیکه گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به دادتان خواهد رسید و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن بکنید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فونها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید.تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.

#۴۳#*
کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.

#۶۱#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

#۶۲#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد ( آنتن نباشد) تعیین گردیده است.

#۶۷#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

#شماره*۲۱**
divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.

#شماره*۶۱**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply )به تلفن زده شده.

#شماره*۶۷**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

6 ایده اشتباه در ازدواج چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 19:56

1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:

وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود.

تعجبی ندارد که خیلی‌ها این راه گریز را انتخاب می‌کنند؛ اما به‌طور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌اندازد.

یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

2-  ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:

البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به‌طور واقعی، همسر آینده‌ی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال‌های آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:

اگر شما شیفته‌ی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمی‌کنید، این ملاک مناسبی نمی‌باشد.

ایده‌ی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، به‌طور یقین، عقلانی نیست و اشتباه می‌باشد.

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

4- ازدواج به دلیل ترحم و دل‌سوزی به یک فرد:

گاهی انگیزه‌ی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکل‌های اقتصادی و اجتماعی و دلیل‌های دیگر است.

برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را می‌پذیرد. چنین انگیزه‌هایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی می‌رود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه می‌سازد.

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:

هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک می‌شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌اند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می‌شود:

به‌طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه‌ای برای یک رابطه‌ی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، به‌طور مسلم رابطه‌ی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

تفاوت عشق و هوس چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 19:54

1- عشق معطوف به غير از خود است. در حاليكه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زير را مقايسه كنيد:

- ( من) دوستت دارم

- ( من) برات مي ميرم

- (براي من) هيچكس مثل تو نميشه

- ( من ) هميشه به فكر توام

-( من) را فراموش نكن

- ( من ) از تو رنجيدم

در حاليكه در عشق، توجه به حالتها و لذتهاي خود نيست. و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.

جمله معشوق است و عاشق پرده اي

زنده معشوق است و عاشق مرده اي

2 – هوس پاسخ به يك نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اكسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يك چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشكوفايي فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمي كند، كوچك نمي كند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد كه فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي كنم».

هر چه جز عشقست، شد ماكولِ[1] عشق

دو جهان يك دانه پيش نَولِ[2] عشق

دانه يي مر مرغ را هرگز خورَد؟

كاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟

3 – عشق محدود كننده و زنداني كننده معشوق نيست. عشق آزاد كننده است. اگر فردي را مجبور كنيم كه همه علائق ، سليقه ها و تفكراتش را فقط متوجه ما كند و فقط به ما بينديشد، او را محدود به خودمان كرده ايم، نه اينكه عاشق خودكرده باشيم. در واقع اين عشق نيست، اين يك هوس است و ما را وابسته به شخص ديگري نموده است.

آنكه او بسته غم و خنده بود

او بدين دو عاريت زنده بود

باغ سبز عشق، كو بي منتهاست

جز غم و شادي درو بس ميوه هاست

عاشقي زين هر دو حالت، برترست

بي بهار و بي خزان ، سبز و ترست

در نگنجد عشق در گفت و شنيد

عشق، دريايي ست قعرش ناپديد.

 

4 – عشق با بدبيني و سوء ظن همراه نيست. عشق يك اعتماد است. يك اطمينان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت يك آگاهي عميق به وجود مي آيد. لذا ابتدا اعتماد به وجود مي آيد و بعد عشق منعقد مي شود.

بعضي ها مي پرسند «بايد اول عاشق شد بعد ازدواج كرد يا اول ازدواج كرد بعد عاشق شد؟!»

در جواب بايد گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهي عاشق بشوي كه كار از كار گذشته است و آن فرد هر خصوصيت يا رفتار و يا افكار و احساسي كه داشته باشد، بايد تحمل كنيد، نام اين عشق نيست.

از طرف ديگر بدون بررسي ، شناخت ، تحقيق و ارتباط رسمي چگونه مي توان عاشق فردي شد تا در پي آن ازدواج كرد؟ ( يعني روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)

خلاصه اينكه، طي يك فرايند رسمي كه خانواده ها در جريان هستند، و ارتباطات شما آشكار و شفاف هست. با مشورت و بررسي شما و خانواده هايتان از فرد مقابل آگاهي به دست مي آوريد، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افكار يكديگر را مي سنجيد و ساير معيارهاي مطلوب را دقيقا ارزيابي مي كنيد. بديهي است كه اگر اين موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد مي شويد( نه هوس پيدا كنيد).

اما هوس اينست كه معمولا به صرف مجاورت ايجاد مي شود. همكلاسي، هم محله اي، همكار، فاميل و ...، مي بينيد، خنده ها و عشوه هايش را حس مي كنيد، شيطنتها ، بازيگوشي ها، و كلاس گذاشتن هايش را نظاره مي كنيد، به دلتون مي افتد كه عاشقش هستيد و با خيالات مستمر از او غولي مي سازيد كه فقط بعد از ازدواج شكسته مي شود و واقعيت آن روشن مي شود. معمولا چنين دو نفري به جاي شناخت يكديگر، انرژي خود را صرف احساسات يكديگر مي كنند، دل ميدهند و قلوه مي گيرند، هر روز به تعداد زيادي براي يكديگر مي ميرند، يا حداقل غش مي كنند  و تعارفات كلاس بالا نصيب هم مي كنند، از وجود يكديگر ممنون مي شوند، از هم زياد تشكر مي كنند، با مطالعاتي كه در مورد مخ زني دختر يا پسر در اينترنت يا ....آموخته اند سعي مي كنند طرف مقابل را شيفته خود سازند ( به هر قيمتي)به هم زياد كادو مي دهند، متون ادبي جالب ، آهنگهاي احساس نواز، و مبالغه هاي غير عقلاني به يكديگر پيشكش مي كنند، كم كم نقش پدر، مادر، دوستان، همكاران و ... را حذف كرده و همه را يك جا به محبوب خود پيشكش مي كنند، و وقت خود را يا با او پر مي كنند يا با خيالات او سر مي كنند و در خيالات خود او را تك ستاره اي مي دانند كه آسمان قلب آنها را نوراني مي كند، بدون او زندگي معني و مفهوم و شور خود را از دست مي دهد. او يك انسان نيست، يك فرشته است، او هيچ عيبي ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، كابوسي وحشتناك هست. مفعول شعرهاي تمام ترانه هاي شاد و غمناك به نوعي به محبوب آنها بر مي گردد، واينگونه اين احساسات غير قابل كنترل مي شود ، در حاليكه عشق همانطور كه گفته شد، فرايند مشخصي از آگاهي مي باشد. منظور اين نيست كه از احساس تهي باشد، نه ، اما احساس يكي از پارامتر هاي مهم در كنار پارامترهاي آگاهي هست كه نمي تواند جاي خالي ديگر خصيصه ها را پر كند.

احساس انفجار آميز در رابطه ها منجر به تحريف واقعيت ها شده و آنقدر آب را گل آلود مي كند كه خود فرد به هيچ وجه قادر به شناخت صحيح طرف مقابل خود نيست. و پس از فروكش كردن احساسات، پس از ازدواج ، تفاوت ميان خيالات خود و واقعيت ها را درك مي كنند.

5 – عاشق، خود را ملزم مي داند كه حريم عشق و معشوق را رعايت كند و هنجارها را به نفع لذت خود نمي شكند. عاشق در پي كام گرفتن از معشوق، پيش از آنكه اين حريم كامل و رسمي شود، نيست. بايد كانون خانواده شكل گيرد و انعقاد پيمان زناشويي انجام پذيرد و طرفين مسئوليت زندگي و تعهد كامل را نسبت به هم بپذيرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطي كه جنبه لذت جويي داشته باشد (قبل از تعهد كامل زناشويي و در چارچوب قانون)، صرفا آسيب پذيري عشق را به همراه دارد و اين آزمايش كردن عشق نيست، بلكه سيراب كردن هوس و عطش شهواني است.

عشق هايي كز پيِ رنگي بُوَد

عشق نَبوَد ، عاقبت ننگي بود

6 –  چنين مواردي از نشانه هاي هوس هستند: زودرنجي، قهر و آشتي ، دل خوري، نگراني، ترديد ، عجله در به نتيجه رسيدن، امروز و فردا كردن، زبان بازي كردن، با چند نفر ارتباط صميمي وعميق عاطفي گرفتن، روياپردازي در مورد فرد، چشم پوشي از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه هاي هوس است، در حاليكه عشق ، قامتي رعناتر، بزرگتر ، قوي تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگراني از درست رفتن، ندارد. عشق هايي كه نگراني آفرين، اضطراب آور و دمدمي مزاج و به ظواهر فرد بستگي دارد، همان هوسها هستند كه « محور من» در آنها قوي است . يعني فرد همه چيز را براي خودش مي خواهد ، نه معشوق

هر كه را جامه ز عشقي چاك شد

او ز حرص و جمله عيبي پاك شد

شاد باش اي عشقِ خوش سوداي ما

اي طبيبِ جمله علت هايِ ما

اي دوايِ نخوت و ناموسِ ما

اي تو افلاطون و جالينوس ما

جسمِ خاك از عشق ، بر افلاك شد

كوه، در رقص آمد و چالاك شد

 

7– عشق پيش نياز لازم دارد.

يعني فرد بايد رشد كند و از مراحلي بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. كسي كه هنور با والدينش درگير است، سازگاري با همكاران ندارد، رابطه صميمانه اي با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصميم هاي مهمي در زندگي نگرفته يا به اجرا در نياورده است، از اين شاخه به آن شاخه مي پرد، هدف زندگي خود را شفاف ترسيم نكرده است. و حتي در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتي براي وضع ظاهري ، پوشش و نحوه رفتارش نرسيده است و مردد بوده و روز به روز شكل به شكل مي شود و هويت خود را نيافته است، مانند كودك پيش دبستاني است كه براي اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمي تواند در نقش دانشجو باشد. حتي اگر بر روي صندلي هاي دانشگاه بنشيند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفي ، بلوغ اجتماعي، بلوغ فكري، بلوغ رواني و ...، پيدا مي شود، در غير اين صورت فقط هوس خامي بيش نيست.

8 – عشق بايد يك وحدت و يكپارچگي بين شما ، افراد و همه هستي ايجاد كند. اگر رابطه دختر و پسري، با پنهان كاري، تعارض ، درگيري با ديگران، احساس گناه، اضطراب، ترديد، و قطع روابط اجتماعي با ديگران، مشكل در شغل ، تحصيل ، روابط خانوادگي و ...، همراه هست بايد مطمئن شد كه هوس، خود را به جاي عشق به آنها معرفي كرده است. و چنين شروعي براي رابطه، پايان هايي به مراتب دردناكتر و فجيع تر به همراه دارد.

در نگنجد عشق در گفت و شنيد

عشق، دريايي ست قعرش ناپديد

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

قوانین مردانه فقط خانم ها بخوانند! چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 19:53

 لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک

شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:

 

1- مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.

1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.


1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.


1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.


1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.


1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.


1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.


1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشکرو ببینید.


1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.


1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.


1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.


1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.


1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور


1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل پیش فرض ویندوز . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.


1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره


1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه

… اینو واقعا میگم


1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید


1- شما کفش، زیادی هم دارید


1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب


1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ
نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |

• کوئیزی برای مدیران حرفه ای شنبه یازدهم مهر 1388 14:34

•         کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه. سؤال ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد با هایلایت کردن قسمت بعد از آن سؤال، پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده اید یا خیر . (پاسخ ها به رنگ زمینه هستند و بعد از انتخاب متن به وسیله ماوس، قابل مشاهده خواهند بود)

•        
1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می دهید؟

•         درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را داخل یخچال می گذاریم و سپس درب آن را می بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

•         2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می کنید؟

•         آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می کنیم و فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم؟
نه! این درست نیست!
پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را از یخچال خارج می کنیم. فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن بر تصمیم گیری های بعدی تان فکر می کنید یا خیر.

•         3- شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند.. آن یک حیوان غایب کیست؟

•         اگر پاسخ داده اید که اسکار برادر کوچک شیرشاه حیوان غایب است باز هم اشتباه کرده اید. یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.
اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده اید نگران نباشید. هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

•         4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می کنید؟

•         خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل ها؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه های قبلی خود درس می گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر!

نوشته شده توسط لوتی نوید  | لینک ثابت |